| رییس دفتر مطالعات و تحقیقات نیروی پدافند هوایی گفت: بازدارندگی واقعی در گرو آن است که دشمن در هر نقطه از آسمان ایران با تهدید جدی مواجه شود. خبرگزاری مهر: هر ارتشی در جهان، قلبی دارد که در آن نظریهها متولد میشوند، اسناد راهبردی شکل میگیرند و آیندهی دفاعی یک ملت ترسیم میگردد. اما این قلب، صرفاً یک اتاق پر از نقشه و پرونده نیست؛ بلکه جایی است که ارادهی سیاسی، تجربهی میدانی و تهدیدشناسی روز به هم گره میخورند و از دل آنها، دکترینی زاده میشود که سرنوشت آسمان و زمین یک کشور را تعیین میکند. در نیروی پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، این قلب تپنده «دفتر مطالعات و تحقیقات» است؛ نهادی که شاید کمتر از یگانهای عملیاتی در کانون توجه رسانهها قرار گرفته، اما بیاغراق، مغز متفکر و معمار اصلی معماری دفاعی کشور در حوزهی پدافند هوایی به شمار میرود. این دفتر، جایی است که فرامین و تدابیر فرماندهی معظم کل قوا از سطح راهبردی به خطوط دکترین نظامی تبدیل میشود؛ جایی که تأکید رهبر معظم انقلاب بر «استقلال» و «اولویت نخست بودن پدافند هوایی»، دیگر یک جمله در یک سخنرانی نیست، بلکه به بندهای عملیاتی، سناریوهای دفاعی و اسناد بالادستی بدل میگردد که هر یگان پدافندی از رادار گرفته تا سامانههای موشکی، بر اساس آنها نفس میکشند و مأموریت میگیرند. اما رسیدن به این نقطه، یکشبه و بدون دردسر ممکن نشد. کافی است نیمنگاهی به تاریخ بیندازیم. در دوران پهلوی، ارتش ایران نه برای دفاع از آسمان خودش، بلکه برای ایفای نقش «ژاندارم منطقه» طراحی شده بود. دکترین حاکم، آفندی بود؛ یعنی حمله، پیشدستی و فراتر از مرزها رفتن. در این چارچوب، سرمایهگذاری کلان بر نیروی هوایی متمرکز بود و پدافند هوایی، اگر هم وجود داشت، در حاشیهی تصمیمسازیهای کلان نظامی قرار میگرفت. حتی اف-16های آمریکایی خریداری شده بودند تا آسمان ایران را در خدمت آن دکترین وارداتی قرار دهند؛ هواپیماهایی که هرگز به خاک ایران نرسیدند و انقلاب اسلامی، ورق را برای همیشه برگرداند. انقلاب 1357، فقط یک تحول سیاسی نبود؛ یک زلزلهی دکترینال بود. ارتشی که برای حمله و نقشآفرینی فرامنطقهای ساخته شده بود، ناگهان با واقعیتی جدید روبهرو شد: دفاع از خود، در برابر تهدیدهایی که دیگر از جنس جنگهای کلاسیک نبودند. هشت سال دفاع مقدس، این ضرورت را با خون و آتش اثبات کرد. آسمان ایران در آن سالها، نه با اف-16، بلکه با ایمان، خلاقیت و پدافند بومی محافظت شد. و از دل همان تجربهی سخت، بذر دکترین پدافندمحور در ذهن تصمیمسازان نظامی کاشته شد. امروز، دههها پس از آن روزها، پدافند هوایی دیگر یک نیروی پشتیبان در حاشیه نیست؛ بهصراحتِ کلام رهبر معظم انقلاب، «اولویت نخست» است. و این اولویت، صرفاً یک شعار نیست. پشت آن، سالها کار پژوهشی، تدوین اسناد، بازنگری ساختارها و بومیسازی نظریهها نهفته است. کارهایی که عمدتاً در همین دفتر مطالعات و تحقیقات انجام میگیرد؛ دور از هیاهوی رسانهها، اما در قلب تصمیمسازیهای دفاعی کشور. در گفتوگویی که پیش رو دارید، با امیر شکوری، رییس دفتر مطالعات و تحقیقات نیروی پدافند هوایی ارتش، به واکاوی همین تحول بزرگ نشستهایم. از او پرسیدهایم که چگونه تدابیر فرماندهی معظم کل قوا به دکترین مکتوب تبدیل میشود، چه چالشهایی در مسیر استقلال نظری وجود داشته، و آیندهی پدافند هوایی ایران در مواجهه با تهدیدات نوین چگونه ترسیم میشود. گفتوگویی که نه فقط برای مخاطب نظامی، بلکه برای هر شهروندی که میخواهد بداند آسمان کشورش چگونه و بر اساس چه اندیشهای محافظت میشود، خواندنی است. جناب امیر، دفتر مطالعات و تحقیقات قلب تپنده تدوین نظریههای دفاعی است. فرامین و تدابیر حضرت آیتالله خامنهای در خصوص استقلال و اولویت نخست بودن پدافند هوایی، چگونه در این دفتر به دکترین مکتوب و نظامی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد؟ بسمالله الرحمن الرحیم. عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت حضرتعالی. همچنین ایام حزنانگیز ماه صفر و فقدان رهبر و فرمانده شهید را تسلیت عرض میکنم. در پاسخ به سؤال شما لازم است ابتدا به گذشته بازگردیم. پیش از انقلاب اسلامی، دکترین نظامی ما بر پایه دکترین آفندی شکل گرفته بود. در دوران رژیم پهلوی، ارتش ایران بهعنوان ژاندارم منطقه تعریف شده بود و محور اصلی این راهبرد، قدرت هوایی بود. به همین دلیل، سرمایهگذاری گستردهای برای تجهیز نیروی هوایی انجام شد و حتی هواپیماهایی مانند اف-16 نیز خریداری شده بود که قرار بود پس از انقلاب وارد کشور شود، اما به دلایلی این اتفاق نیفتاد. در آن مقطع، پدافند هوایی زیرمجموعه نیروی هوایی بود و مأموریت اصلی آن حفاظت از پایگاههای هوایی محسوب میشد. اما با پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی، تفکرات، باورها و دکترین نظامی ما دگرگون شد. تجربه جنگ نشان داد که با ماندن در پایگاهها نمیتوان از آسمان کشور حفاظت کرد و پشتیبانی مؤثری از نیروهای خودی داشت. به همین دلیل، پدافند از پایگاهها خارج شد و در عمق میدان دفاعی مستقر گردید. از آن پس، مأموریت پدافند نیز تغییر کرد؛ بهگونهای که علاوه بر پشتیبانی از نیروهای زمینی، حفاظت از آسمان کشور و تأمین ایمنی پروازهای خودی نیز بر عهده آن قرار گرفت. در آن زمان، همزمان باید هم تهدیدات دشمن مدیریت میشد و هم ایمنی پروازهای خودی حفظ میشد و این امر در قالب شبکه یکپارچه پدافند هوایی تحقق یافت. پس از پایان جنگ دکترین دفاعی کشور از یک دکترین آفندی به دکترین دفاعی تغییر یافت پس از پایان جنگ نیز با توجه به شرایط جدید، دکترین دفاعی کشور از یک دکترین آفندی به دکترین دفاعی تغییر یافت. البته این به معنای کنار گذاشتن توان آفندی نبود؛ بلکه جمهوری اسلامی ایران آغازگر جنگ نیست، اما اگر مورد تجاوز قرار گیرد، ابتدا از کشور دفاع میکند و در صورت لزوم، اقدامات تهاجمی نیز در چارچوب دفاع مشروع انجام خواهد داد؛ همانگونه که در جنگهای اخیر نیز مشاهده شد. با مستقل شدن پدافند هوایی، آییننامهها، دستورالعملها و اسناد دکترین نیز متناسب با نیازهای جدید دفاعی کشور بازنگری و تدوین شد و امروز در مجموعه پدافند هوایی و دفتر مطالعات و تحقیقات مورد استفاده قرار میگیرد. اگر بخواهیم سیر تحول پدافند هوایی را بر اساس اسناد موجود در مرکز تحقیقات شما بررسی کنیم، نقطه عطف چرخش دکترین پدافندی ما از یک «پدافند سنتی» به یک «پدافند هوشمند و چندلایه» تحت هدایت مقام معظم رهبری، در چه زمانی شکل گرفت؟ اجازه بدهید ابتدا توضیح دهم که چرا به این نتیجه رسیدیم که کشور نیازمند یک پدافند هوایی مستقل است و چرا فرمان تاریخی رهبر معظم انقلاب در این زمینه صادر شد. نخستین عامل، تغییر ماهیت تهدیدات بود. پس از بررسی جنگهای منطقهای، بهویژه جنگهای خلیج فارس، مشخص شد که محور اصلی تهاجم دشمنان، قدرت هوافضا است. دشمن ابتدا با اتکا به قدرت هوایی، بر آسمان مسلط میشود و سپس در صورت نیاز، عملیات زمینی را آغاز میکند. بنابراین تا زمانی که برتری هوایی حاصل نشود، حمله زمینی نیز انجام نمیشود. از همین تحلیل به این نتیجه رسیدیم که اگر پدافند هوایی قدرتمندی در کشور وجود داشته باشد، میتواند موج نخست حمله دشمن را خنثی کرده و اجازه ندهد مراحل بعدی عملیات دشمن محقق شود. مأموریت پدافند هوایی باید کاملاً هماهنگ و منسجم انجام شود عامل دوم، ضرورت وجود فرماندهی واحد بود. مأموریت پدافند هوایی باید کاملاً هماهنگ و منسجم انجام شود. اگر چنین هماهنگی وجود نداشته باشد، احتمال بروز حوادث فاجعهبار افزایش مییابد؛ زیرا تجهیزات پدافندی در اختیار نیروهای مختلف قرار دارد و در صورت نبود شبکه یکپارچه، امکان تشخیص صحیح اهداف خودی و دشمن کاهش یافته و حتی احتمال هدف قرار گرفتن پرندههای خودی وجود خواهد داشت. برای جلوگیری از این وضعیت، باید شبکهای ایجاد میشد که تمامی سنسورها، سامانهها و تجهیزات متعلق به همه نیروها را به یکدیگر متصل کند، اطلاعات را پردازش کرده و فرماندهی واحدی بر آسمان کشور اعمال نماید. عامل سوم، ضرورت توسعه فناوریهای موشکی و دستیابی به سامانههای بومی بود. زمانی که پدافند هوایی زیرمجموعه نیروی هوایی قرار داشت، طبیعی بود که تمرکز اصلی فرماندهی بر توان آفندی باشد؛ در حالی که توسعه تخصصی حوزه پدافند نیازمند سازمان مستقلی بود که تمام تمرکز خود را بر توسعه فناوریهای دفاع هوایی قرار دهد. اگر این استقلال ایجاد نمیشد، بسیاری از دستاوردهای بومی امروز نیز حاصل نمیشد. امنیت به معنای مقابله مؤثر با تهدیدات هوایی است موضوع دیگر، مدیریت یکپارچه آسمان کشور بود؛ چه در حوزه نظامی و چه در حوزه غیرنظامی. در این زمینه دو مفهوم امنیت و ایمنی اهمیت دارد. امنیت به معنای مقابله مؤثر با تهدیدات هوایی است و ایمنی به معنای حفظ سلامت پروازهای خودی و پروازهای مجاز عبوری. تحقق همزمان این دو مأموریت، نیازمند ساختار مستقلی بود. بر همین اساس، رهبر معظم انقلاب در سال 1387 با درک عمیق و راهبردی خود، فرمان تاریخی و حکیمانه استقلال پدافند هوایی را صادر کردند و قرارگاه پدافند هوایی خاتمالانبیا تشکیل شد. از آن زمان تاکنون، پیشرفتهای قابل توجهی در حوزههای مختلف حاصل شده و در بسیاری از عرصهها به خودکفایی رسیدهایم. با تأکیدهای مکرر رهبر معظم انقلاب بر تولید علم، فناوری، خودکفایی و مرجعیت علمی، روند رشد آغاز شد و به موفقیتهای بزرگی رسیدیم البته باید این نکته را نیز صادقانه بیان کنیم که اگرچه پیشرفتهای بزرگی در حوزه راداری، موشکی، اطلاعاتی و سامانههای بومی داشتهایم، اما انتظار افکار عمومی در جنگ اخیر شاید بیش از این بوده است. باید توجه داشت که ارتش پیش از انقلاب، ارتشی کاملاً وابسته بود و حتی نیروهای متخصص ما اجازه تعمیر و نگهداری بسیاری از تجهیزات آمریکایی را نداشتند و کشور از نظر دانش فنی عمداً عقب نگه داشته شده بود. پس از انقلاب و با تأکیدهای مکرر رهبر معظم انقلاب بر تولید علم، فناوری، خودکفایی و مرجعیت علمی، روند رشد آغاز شد و به موفقیتهای بزرگی رسیدیم. با این حال، شکاف فناوری چند دهسالهای وجود داشت که دشمن نیز در این مدت متوقف نماند و همواره فناوریهای خود را ارتقا داد. بنابراین هنوز مسیر پیشرفت ادامه دارد. نکته مهم این است که امروز زیرساخت، دانش، نیروی انسانی متخصص، اعتماد به نفس و توان علمی لازم در کشور وجود دارد و به همین دلیل میتوانیم خسارتهای وارد شده را به سرعت جبران کنیم. تجربه این جنگ نیز بدون تردید موجب افزایش قدرت و اقتدار آینده نیروهای مسلح خواهد شد. یکی از وظایف اصلی مراکز مطالعات نظامی، پیشبینی شکل جنگهای آینده است. بزرگترین دغدغه دفتر مطالعات و تحقیقات نیروی پدافند هوایی در حوزه آیندهپژوهی چیست؟ چگونه هشدارها و تأکیدهای سالهای گذشته رهبر معظم انقلاب درباره جنگ الکترونیک، پهپادها و فناوریهای نوظهور به پروژههای تحقیقاتی و دفاعی تبدیل شده است؟ یکی از وظایف اصلی ما در مرکز مطالعات و تحقیقات، رصد دائمی تغییرات محیطی است. ما به صورت تخصصی در حوزه آفند و پدافند هوایی وظیفه داریم تغییرات جهان، نوع تهدیدات، شیوههای حمله و فناوریهای جدید را بهصورت مستمر بررسی کنیم و بر اساس این تغییرات، انعطافپذیری لازم را در ساختار، تجهیزات و روشهای دفاعی ایجاد کنیم. پیشبینیها و مطالعات لازم در خصوص تغییر ماهیت تهدیدات، روشهای جدید حمله و فناوریهای نوین انجام شده بود پیشبینیها و مطالعات لازم در خصوص تغییر ماهیت تهدیدات، روشهای جدید حمله و فناوریهای نوین انجام شده بود. بر اساس همین مطالعات، پروژهها، طرحها و برنامههای مختلفی تعریف شد که بخشی از آنها به نتیجه رسیده و بخشی دیگر در مسیر اجرا و تکمیل قرار دارد. در جنگ اخیر، بسیاری از این مطالعات در میدان واقعی مورد ارزیابی قرار گرفت. ما پیش از آن، به برخی دستاوردها رسیده بودیم و آنها را آزمایش کرده بودیم، اما تفاوت این بود که دشمنی با این سطح فناوری در اختیار نداشتیم که سامانهها را در برابر آن محک بزنیم. جنگ، یک میدان آزمایش واقعی بود که تمام مؤلفههای دفاعی ما؛ از نیروی انسانی و آموزش گرفته تا تجهیزات و فناوری، مورد ارزیابی قرار گرفت. در طول جنگ مشاهده کردیم که انعطافپذیری و پویایی در مجموعه پدافند وجود داشت. در برخی موارد، تهدیدات جدیدی توسط دشمن به کار گرفته شد و متناسب با آن، در مدت کوتاهی تغییرات لازم در فناوری، تجهیزات و تاکتیکها ایجاد شد. همین موضوع باعث شد در مقاطعی شاهد افزایش موفقیتهای پدافندی و انهدام برخی پرندههای دشمن باشیم. این نشان میدهد که مسیر مطالعاتی و تحقیقاتی ما باید همچنان ادامه پیدا کند تا بتوانیم قدرت دفاعی کشور را متناسب با تهدیدات آینده ارتقا دهیم. جنگهای آینده به چه سمتی حرکت میکنند؟ چه فناوریهایی در آینده میدان نبرد را شکل خواهند داد؟ جنگ اخیر نشان داد که ما با یک جنگ کاملاً فناوریمحور مواجه هستیم. فناوریهایی که در لبه مرز دانش قرار دارند، محیط جنگ را بسیار پیچیده، سریع و پویا کردهاند. یکی از مهمترین فناوریهایی که در این جنگ مورد استفاده قرار گرفت، هوش مصنوعی بود. دشمن برای افزایش سرعت تصمیمگیری، پردازش حجم عظیم اطلاعات، شناسایی اهداف و هدایت عملیاتها از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده میکرد. در گذشته، برای مثال یک هواپیمای شناسایی اطلاعاتی را جمعآوری میکرد، تصاویر پس از بازگشت بررسی میشد، تحلیل انجام میگرفت، هدف مشخص میشد و سپس مأموریت صادر میشد. این فرآیند ممکن بود ساعتها یا حتی روزها طول بکشد. اما امروز، حجم عظیمی از اطلاعات ماهوارهای، سنسورها و سامانههای مختلف بهصورت لحظهای جمعآوری و پردازش میشود و در مدت کوتاهی تصمیم عملیاتی شکل میگیرد. برداشت ما این است که جنگهای آینده بیش از پیش به سمت هوشمندسازی، بدونسرنشین شدن و استفاده گسترده از سامانههای خودکار حرکت خواهد کرد. فناوریهای فضایی، پردازشگرهای فوقسریع، فناوریهای کوانتومی، سامانههای لیزری، فناوریهای الکترومغناطیسی و حتی حوزههایی مانند زیستفناوری، از جمله عرصههایی هستند که در آینده نقش مهمی خواهند داشت. برای مثال، استفاده از لیزر به دلیل هزینه پایینتر نسبت به برخی سامانههای موشکی، مورد توجه کشورها قرار گرفته است. وقتی یک تهدید هوایی را میتوان با یک سامانه کمهزینهتر و سریعتر مقابله کرد، طبیعی است که کشورها به سمت چنین فناوریهایی حرکت کنند. ما نیز این فناوریها را بهصورت مستمر رصد میکنیم. بخشی از این حوزهها به محصول رسیده، بخشی نیازمند مطالعات بیشتر است و بخشی نیز در مرحله تحقیق و توسعه قرار دارد. در این مسیر از ظرفیت دانشگاهها، مراکز دانشبنیان و جوانان نخبه کشور استفاده میکنیم تا فناوریهای مورد نیاز، بهویژه در حوزه دفاعی و پدافند هوایی، توسعه پیدا کند. تجربه جنگهای اخیر چه تأثیری بر فعالیتهای مرکز مطالعات و تحقیقات نیروی پدافند هوایی گذاشته است؟ آیا این تجربیات باعث تغییر نگرش در طراحی آینده نیروی پدافند شده است؟ یکی از وظایف مهم مراکز مطالعاتی، تبدیل رویدادها و تجربیات به دانش است. ما باید از اتفاقات مهم، درس استخراج کنیم و این درسها را در قالب اسناد، برنامهها و نقشه راه آینده ثبت کنیم. در دو جنگ اخیر نیز همین فرآیند انجام شد. پیش از وقوع جنگ، ما روی موضوع تحول در پدافند هوایی کار میکردیم. اگر این جنگها اتفاق نمیافتاد، سند تحول ما بر اساس مطالعات نظری و تحلیلهای موجود تدوین میشد؛ اما امروز، علاوه بر آن مطالعات، تجربه واقعی میدان نبرد را نیز در اختیار داریم. پس از جنگ، با حضور در یگانها، گفتوگو با نیروهای حاضر در میدان، بررسی عملکرد سامانهها و تحلیل نقاط قوت و ضعف، فرآیند مدیریت دانش انجام شد. ما تلاش کردیم واقعبینانه به موضوع نگاه کنیم. امروز زمان شعار دادن نیست؛ باید مشکلات، چالشها و ضعفها را همانگونه که هستند بپذیریم و برای آنها راهکار علمی پیدا کنیم. حتی قدرتمندترین ارتشهای دنیا نیز نقاط ضعف دارند و دائماً در حال اصلاح و بهبود خود هستند. کشورهایی مانند آمریکا، رژیم صهیونیستی و چین نیز تجربیات جنگها را بررسی میکنند تا نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کنند. جنگ هزینههای سنگینی دارد؛ آسیب جانی و مالی به همراه دارد، اما تجربهای ارزشمند نیز ایجاد میکند ما نیز همین مسیر را دنبال کردیم. تجربیات میدان، اسناد و مطالعاتی را شکل داده که مبنای اصلاحات آینده در حوزههای مختلف خواهد بود؛ از منابع انسانی و آموزش گرفته تا تجهیزات، دکترین، آییننامهها و روشهای نبرد. یکی از نتایج مهم این بررسیها، حرکت به سمت «دفاع مردمپایه» است. ما ظرفیت بزرگی در کشور داریم؛ مردم و نیروهای بسیج میتوانند در بخشهایی از دفاع نقشآفرینی کنند. البته این موضوع نیازمند سازماندهی، آموزش و تجهیز مناسب است. تجربه نشان داد حضور مردم در بخشهای مختلف بسیار مؤثر بوده است و در آینده نیز میتوان از این ظرفیت عظیم به شکل سازمانیافتهتر استفاده کرد. جنگ هزینههای سنگینی دارد؛ آسیب جانی و مالی به همراه دارد، اما تجربهای ارزشمند نیز ایجاد میکند. ما باید از این تجربه برای تقویت نیروهای مسلح و افزایش امنیت کشور استفاده کنیم. رهبر معظم انقلاب بارها تأکید کردهاند که پدافند هوایی خط مقدم دفاع از کشور است. این نگاه راهبردی چه تأثیری در تبدیل پدافند هوایی از یک مجموعه محدود به یک نیروی قدرتمند داشته است؟ ما یکی از بزرگترین حامیان خود را از دست دادیم، اما قطعاً مسیر تدابیر و رهنمودهای ایشان ادامه خواهد یافت. در جلسات مختلفی که مسئولان پدافند هوایی، ارتش و نیروهای مسلح با رهبر معظم انقلاب داشتند، همواره عمق نگاه، اشراف تخصصی و نگاه راهبردی ایشان به مسائل دفاعی بسیار قابل توجه بود. ایشان بارها بر اهمیت پدافند هوایی تأکید کردند. کمتر مجموعهای در نیروهای مسلح وجود دارد که چنین میزان تأکید و توجه راهبردی نسبت به آن وجود داشته باشد. تدابیر ایشان در حوزههای مختلف، از تجهیزات و آموزش گرفته تا نیروی انسانی و فناوری، همواره برای ما چراغ راه بوده است. اگر امروز پدافند هوایی دارای زیرساخت، توانمندی، دستاورد و هویت مستقل است، این مسیر با فرمان تاریخی استقلال پدافند آغاز شد. تأکید ایشان بر توسعه پهپادها، توجه به جنگ الکترونیک، تقویت نیروی انسانی و حرکت به سمت ساخت سامانههایی مانند باور 373، نمونههایی از همین نگاه آیندهنگرانه است. ایشان زمانی بر اهمیت پدافند تأکید میکردند که شاید اهمیت واقعی آن برای همه بهطور کامل درک نشده بود، اما جنگهای اخیر نشان داد که چرا پدافند هوایی خط مقدم دفاع است. اگر آسمان کشوری امن نباشد، نه اقتصاد، نه فعالیت اجتماعی و نه پیشرفت علمی و فناوری نمیتواند با قدرت ادامه پیدا کند. بنابراین حمایت از پدافند هوایی یک موضوع صرفاً نظامی نیست؛ بلکه یک ضرورت ملی برای حفظ امنیت و قدرت کشور است. یکی از محورهای اصلی در راهبرد دفاعی کشور، حرکت به سمت خودکفایی و بومیسازی تجهیزات است. این رویکرد چه نقشی در توانمندی امروز پدافند هوایی داشته است؟ یکی از مهمترین عواملی که باعث شد ما در مسیر خودکفایی حرکت کنیم، تدابیر و نگاه مدیریتی و فرماندهی رهبر معظم انقلاب بود که همواره بر این موضوع تأکید داشتند که کشور نباید صرفاً به واردات و مونتاژ وابسته باشد. وابستگی به تجهیزات وارداتی دو آسیب جدی برای کشور ایجاد میکند. نخست اینکه وابستگی عملیاتی ایجاد میشود؛ یعنی زمانی که یک سامانه خریداری میشود، برای استفاده، تعمیر، نگهداری و تأمین قطعات آن ممکن است به کشور دیگری وابسته باشیم و این وابستگی میتواند امنیت و آمادگی دفاعی ما را تحت تأثیر قرار دهد. دوم اینکه تجهیزات خریداریشده الزاماً متناسب با شرایط، نیازها و ویژگیهای میدان نبرد کشور ما طراحی نشدهاند. حتی اگر تحریم وجود نداشته باشد و بتوانیم انواع تجهیزات پیشرفته را خریداری کنیم، باز هم تضمینی وجود ندارد که آن تجهیزات متناسب با نیازهای عملیاتی ما باشند حتی اگر تحریم وجود نداشته باشد، حتی اگر منابع مالی کافی در اختیار داشته باشیم و بتوانیم انواع تجهیزات پیشرفته را خریداری کنیم، باز هم تضمینی وجود ندارد که آن تجهیزات دقیقاً متناسب با نیازهای عملیاتی ما باشند. تجربه برخی کشورهای منطقه نیز همین موضوع را نشان داده است. کشورهایی که حجم زیادی از تجهیزات پیشرفته را خریداری کردهاند، لزوماً توان استفاده کامل و مؤثر از آن تجهیزات را ندارند؛ زیرا فناوری نظامی فقط خرید یک سامانه نیست، بلکه دانش، آموزش، تجربه، سازماندهی و فرهنگ استفاده از آن نیز اهمیت دارد. به همین دلیل، ما به سمت بومیسازی حرکت کردیم تا بتوانیم تجهیزات را بر اساس شرایط جغرافیایی، نیازهای عملیاتی، فرهنگ سازمانی و اقتضائات دفاعی کشور طراحی و تولید کنیم. بومیسازی چه فرصتی برای ایجاد فناوریهای جدید و شیوههای خلاقانه دفاعی ایجاد کرده است؟ وقتی راهبرد ما بومیسازی باشد، نگاه ما از مصرفکننده صرف بودن خارج میشود و به سمت طراحی، ابداع و نوآوری حرکت میکنیم. ما میتوانیم به جای اینکه صرفاً تجهیزات گرانقیمت خریداری کنیم، به سمت ساخت سامانههایی برویم که هزینه کمتر و اثربخشی بیشتری داشته باشند. یکی از ویژگیهای جنگهای آینده همین است؛ یعنی استفاده هوشمندانه از فناوری برای ایجاد بیشترین اثر با کمترین هزینه. برای مثال، امروز کشورها به سمت فناوریهایی مانند لیزر حرکت میکنند؛ زیرا هزینه یک شلیک لیزری با هزینه یک موشک قابل مقایسه نیست. این نشان میدهد که آینده جنگ، آینده استفاده هوشمندانه از فناوریهای نوین و کمهزینه است. ما نیز تلاش میکنیم با ترکیب فناوریهای مختلف، سامانههایی ایجاد کنیم که هم چابک باشند، هم هوشمند و هم اثربخش. در جریان جنگ اخیر نیز نمونههایی از این انعطافپذیری مشاهده شد. سامانههایی که بر پایه ترکیب چند فناوری شکل گرفته بودند، توانستند در برابر تهدیدات جدید عملکرد مناسبی داشته باشند. این سامانهها ویژگیهایی مانند هوشمندی، سرعت واکنش بالا، هزینه کمتر و قابلیت مقابله خودکار با برخی تهدیدات را داشتند. مشاهده کردیم که در مقاطعی، اخبار مربوط به انهدام پهپادها و برخی پرندههای دشمن افزایش پیدا کرد و این موضوع نشاندهنده پویایی، انعطافپذیری و توان سازگاری پدافند با شرایط جدید میدان نبرد بود. راهبرد آینده پدافند هوایی برای مقابله با تهدیدات پیچیده چیست؟ ما باید به سمتی حرکت کنیم که دشمن احساس کند در هر نقطهای از کشور، امکان مواجهه با یک تهدید جدی وجود دارد. بازدارندگی واقعی زمانی شکل میگیرد که دشمن بداند هر اقدامی که انجام دهد، با واکنش مؤثر مواجه خواهد شد. نباید تصور کرد که اگر دشمن بتواند چند نقطه مهم را هدف قرار دهد، تمام توان دفاعی کشور از بین میرود. پدافند آینده باید گسترده، چابک، پراکنده و هوشمند باشد. باید سامانههایی داشته باشیم که در مناطق مختلف کشور، در کوهها، درهها و مسیرهای مختلف بتوانند تهدید را کشف کنند و در زمان مناسب واکنش نشان دهند. هدف این است که دشمن هیچگاه احساس امنیت در فضای عملیاتی کشور ما نداشته باشد. در جنگ اخیر نیز مشاهده کردیم که وقتی دشمن احساس کرد در برخی مسیرها و مناطق با تهدید مواجه است، رفتار عملیاتی خود را تغییر داد، با احتیاط بیشتری حرکت کرد و حتی برخی برنامههای خود را لغو کرد. این همان مفهوم بازدارندگی است. یکی از مباحث مطرحشده پس از تجربیات جنگهای اخیر، استفاده بیشتر از ظرفیتهای مردمی در دفاع است. این موضوع چگونه در برنامههای آینده پدافند دیده شده است؟ یکی از نتایجی که از تجربیات اخیر به دست آمد، ضرورت حرکت به سمت دفاع مردمپایه است یکی از نتایجی که از تجربیات اخیر به دست آمد، ضرورت حرکت به سمت دفاع مردمپایه است. کشور ما ظرفیت عظیمی در اختیار دارد؛ مردم، جوانان، نیروهای بسیج و مجموعههای مختلف میتوانند در بخشهایی از دفاع نقش مؤثر داشته باشند. البته استفاده از این ظرفیت نیازمند سازماندهی، آموزش، طراحی سازوکار مناسب و فراهم کردن تجهیزات لازم است. در بخشهایی از جنگ اخیر نیز حضور و کمک مردم و نیروهای بسیج مؤثر بود و نشان داد که این ظرفیت بزرگ، اگر بهصورت سازمانیافته مورد استفاده قرار گیرد، میتواند نقش مهمی در آینده دفاع کشور داشته باشد. شما در پایان صحبتهایتان به جنگ نرم و جنگ شناختی اشاره کردید. نقش رسانهها را در این عرصه چگونه ارزیابی میکنید؟ رسانهها باید با آگاهی، دقت و شناخت درست از شرایط، به تقویت امید، افزایش آگاهی جامعه و مقابله با عملیات روانی دشمن کمک کنند امروز دشمن تنها با ابزار نظامی وارد میدان نمیشود. ما با یک جنگ ترکیبی و هیبریدی مواجه هستیم. جنگ ترکیبی یعنی دشمن همزمان در حوزه نظامی، رسانهای، روانی، اقتصادی و شناختی اقدام میکند. در حوزه جنگ شناختی، دشمن تلاش میکند با استفاده از رسانهها، ناامیدی ایجاد کند، انسجام اجتماعی را کاهش دهد، نقاط قوت کشور را کمرنگ نشان دهد و تصویر نادرستی از توانمندیهای کشور ارائه کند. در این عرصه، رسانهها نقش بسیار مهمی دارند. همانطور که نیروهای مسلح در میدان سخت وظیفه دفاع از کشور را بر عهده دارند، فعالان رسانهای نیز در میدان جنگ نرم نقشآفرین هستند. رسانهها باید با آگاهی، دقت و شناخت درست از شرایط، به تقویت امید، افزایش آگاهی جامعه و مقابله با عملیات روانی دشمن کمک کنند. این دو جبهه مکمل یکدیگر هستند؛ ما در میدان سخت تلاش میکنیم و رسانهها در میدان شناختی باید با قدرت و اثرگذاری حضور داشته باشند. اگر بخواهید بر اساس سالها مطالعه، پژوهش و تجربه عملی، آینده پدافند هوایی جمهوری اسلامی ایران را در یک گزاره راهبردی خلاصه کنید، چه میگویید؟ آینده پدافند هوایی ایران بر پایه سه اصل استوار خواهد بود: دانش، خودباوری و تجربه. ما امروز مسیر مهمی را طی کردهایم. از یک ساختار وابسته پیش از انقلاب، به مجموعهای رسیدهایم که دارای دانش، فناوری، نیروی انسانی متخصص و توان طراحی و تولید بومی است. البته مسیر پیشرفت پایان ندارد. دشمنان ما نیز متوقف نمیشوند و فناوریهای خود را توسعه میدهند. بنابراین ما نیز باید همواره در حال یادگیری، پژوهش، نوآوری و تحول باشیم. تجربه جنگهای اخیر، با همه سختیها و هزینههایی که داشت، یک سرمایه ارزشمند برای آینده ماست. با استفاده از این تجربیات، تقویت فناوریهای نوین، توسعه سامانههای هوشمند، بهرهگیری از ظرفیت دانشگاهها، مراکز دانشبنیان و جوانان نخبه، میتوانیم پدافندی مقتدرتر، چابکتر و هوشمندتر برای آینده کشور ایجاد کنیم. رسالت ما این است که امنیت آسمان جمهوری اسلامی ایران را حفظ کنیم و اجازه ندهیم دشمن به اهداف خود دست پیدا کند. |