| به نقل از اطلاعات آنلاین، پیر پرنیان اندیش متن کامل گفتگوی مفصل میلاد عظیمی و عاطفه طیّه با یکی از نامدارترین شاعران معاصر ایران است. این دو ماجرای دیدار و گفتگو با سایه در یکی از روزهای ماه محرم را چنین را روایت کرده اند: امروز هشتم محرم بود و عصر به خانه سایه رفتیم. سایه مغموم بود و از چشم هایش معلوم بود گریه کرده. پرسیدم: اتفاقی افتاده؟ سایه: نه! شما می دونین که تلویزیون همیشه جلوم روشنه. هر کانالی هم که می زنم داره روضه و نوحه نشون می ده. من هم گوش می کنم و خب گریه ام می گیره. می شینم با اینها گریه می کنم. (لبخند می زند.) سال ها پیش یک شعری گفتم به اسم اربعین که تمومش نکردم: یا حسین بن علی خونِ گرمِ تو هنوز از زمین می جوشد هر کجا باغِ گلِ سرخی هست آب از این چشمه خون می نوشد. کربلایی ست دلم . |