| به گزارش پارسینه ، او در بخشی از این یادداشت با طرح این پرسش که ما چه کار با هم کردیم؟ ، از جامعه ای گفت که به باور او بیش از دوستی، مواجهه ی زخم با زخم شده است. در ادامه کپشن پست او را می خوانید: ما چه کار با هم کردیم؟! با هرکه تعامل می کنی شکسته است، با هرکه دوست می شوی، دشمن می شوی یا معاشرتی می کنی شکسته است. همه تیزند و آسیب دیده اند و دلایل محکمی برای آسیب زدن دارند و ما آسیب می بینیم؛ جایی که آسیب نزده ایم؛ لبه ی اعتماد و آشناییِ تمام آدم ها از شدت شکستگی ها و جراحاتشان تیزشده و می بُرد و می شکافد و آسیب می زند. تو بگو استکان های شکسته ای که نمی توان آن ها را به دست گرفت و با آن ها چای نوشید! همه آسیب دیده اند و آسیب می زنند! همه، جایی زخمی عمیق برداشته اند و هرکجا که زورشان رسید -به تلافی- زخم می زنند! همه رنجیده اند، همه بد دیده اند، همه شاکی، همه خشمگین، همه تیز ... ما چه کار باهم کردیم که جامعه؛ بیش از دوستی، مواجهه ی بریدگی با بریدگی ست، زخم با زخم، خراش با خراش، آسیب با آسیب... ما چه کار با هم کردیم که نمی شود کسی را حتی برای تسکین، به آغوش کشید و زخم برنداشت و آسیب ندید؟؟! شخصا اینروزها خیلی فکر میکنم به اینکه چطور میشود اینهمه زخم را التیام داد چگونه میشود میان اینهمه تن و روح آسیب دیده بدون آسیب دیدن یا کمتر آسیب دیدن مهر داد و نور گرفت ؟ کاش میشد همه دنیا را در دستانم بگیرم و نرم نرم زخمها را بشورم و التیام دهم کاش میشد در همه کوچه ها و خانه ها شعر قسمت کرد کاش میشد همه گم شده ها را پیدا کرد و به مقصد رساند کاش میشد همه دلداده ها را به دلبر متصل کرد کاش میشد…  |