| در حالی که فضای سیاسی و امنیتی منطقه همچنان تحت تأثیر تنش های اخیر میان ایران، آمریکا و اسراییل قرار دارد، گمانه زنی ها درباره احتمال بازگشت درگیری های نظامی و سرنوشت مذاکرات، بار دیگر به یکی از مهم ترین موضوعات سیاست خارجی تبدیل شده است. غلامرضا کریمی، استاد روابط بین الملل دانشگاه خوارزمی معتقد است هرچند تجربه جنگ های اخیر نشان داد تغییر نظام سیاسی ایران از طریق حمله نظامی ممکن نیست، اما این به معنای کنار گذاشته شدن راهبرد تغییر نظام از سوی آمریکا و اسراییل نخواهد بود. او تأکید می کند که فرصت زمانی پیش روی ایران برای دستیابی به توافق بسیار محدود است و شکست مذاکرات، احتمال تحمیل جنگی تازه را به شدت افزایش می دهد. هدف تغییر نظام سیاسی ایران همچنان در دستور کار آمریکا و اسراییل است غلامرضا کریمی در خصوص گمانه های روزهای اخیر درباره احتمال از سرگیری جنگ میان ایران و آمریکا گفت: نظام بین الملل، ایران را به عنوان یک بازیگر آشوب ساز و مخالف نظم لیبرالی موجود می بیند. تا مقاطعی، جریان های حاکم بر قدرت هژمون اراده ای برای جنگ مستقیم با ایران نداشتند؛ اما از زمانی که نتانیاهو و ترامپ هم نظر شدند، تصمیم گرفتند با ایران برخورد جدی کنند. در قالب تحمیل جنگ های 12 روزه و 40 روزه و حوادث دی ماه، تلاش کردند شرایط را به گونه ای رقم بزنند که با یک تجاوز خارجی، نظام سیاسی حاکم بر ایران تغییر کند. وی افزود: دستاورد این تقابل ها نشان داد که نظام سیاسی ایران با یک حمله خارجی قابل سرنگونی نیست و ظرفیت های بازدارندگی بالایی دارد؛ اما این به معنای حذف ایده "تغییر نظام" از اهداف کلان آمریکا و اسراییل نیست. بنابراین اگر مؤلفه های قدرت ملی ایران (شامل بازدارندگی خارجی، ثبات، تاب آوری و انسجام ملی) تضعیف شود و این پالس به دنیا مخابره شود که بستر داخلی برای مداخله فراهم است، نباید در وقوع حمله نظامی تردید کرد. با این حال، شرایط موجود چشم اندازی از تغییر رفتار نظام جمهوری اسلامی به طرف مقابل ارائه نمی دهد که این یک نقطه قوت راهبردی برای ایران است. اگر توافق نهایی شکل نگیرد، باید منتظر جنگ باشیم این استاد دانشگاه با تأکید بر اهمیت فاکتور زمان در تصمیم گیری های سیاسی تصریح کرد: شرایط فعلی، کشور را در وضعیت "نه جنگ، نه صلح" نگه داشته است. یادداشت تفاهم امضاشده میان ایران و ایالات متحده، فرصت جدیدی برای نقش آفرینی ایران ایجاد کرده است؛ اما اگر این فرصت مشمول گذر زمان شود و به لغو تحریم ها و حل مسائل هسته ای نینجامد، طبیعی است که در یک چشم انداز یک تا 5 ماهه، باید منتظر تحمیل یک جنگ جدید باشیم. تمامی شاخص ها نشان می دهد که اگر در پایان فرصت 60 روزه توافقی حاصل نشود، مسلماً پس از انتخابات آمریکا (نوامبر) جنگ به ایران تحمیل خواهد شد؛ به ویژه اگر تضادهای داخلی نیز تشدید شوند. او ادامه داد: موقعیت امروز ایران، به خصوص در تنگه هرمز، نشان دهنده دست برتر ما در عرصه گفت وگو و تأثیرگذاری بر اقتصاد بین المللی است. اما اگر جریان مذاکرات مرتباً به تعویق بیفتد و به درگیری های مقطعی بسنده کنیم، این فرصت از دست می رود. متأسفانه برخی گروه های سیاسی در داخل اساساً با هرگونه توافقی مخالف اند که به نظر من، این افراد فهم دقیقی از مناسبات نابرابر محیط بین المللی ندارند. اسراییل بزرگ ترین مانع مذاکرات است / هنر سیاستمداران توافق در 60 روز آینده است این کارشناس مسائل بین الملل با اشاره به اهمیت شناخت بزنگاه های سیاسی گفت: محیط بین الملل، محیطی نابرابر است. داشتن پول یا موقعیت استراتژیک به معنای دستیابی صددرصدی به امتیازات نیست. وقتی ما پس از توافق، موقعیت برتری در تنگه هرمز به دست آوردیم، رقبای ما فوراً مسیر آبراهی جدیدی در دریای عمان شکل دادند تا تقابلی میان ایران و آمریکا ایجاد کنند که مطلوب اسراییل بود. مخالفان مذاکرات موفق شده اند در روند تعلیق فشارها وقفه ایجاد کنند. کریمی در پایان افزود: این تصور که با بستن تنگه هرمز اقتصاد جهانی ظرف 10 روز ورشکست می شود، از اساس باطل است. منطق بین الملل پیچیدگی های خاص خود را دارد و فرصت سوزی به ضرر ماست. در حال حاضر، اسراییل بزرگ ترین مانع پیشبرد مذاکرات است و از تمام ظرفیت های خود استفاده می کند تا این 60 روز بدون توافق بگذرد و ایران نتواند از ظرفیت های میدانی خود در عرصه دیپلماسی بهره مند شود. هدف آن ها تشدید فشارهای اقتصادی و نارضایتی های داخلی است. هنر سیاستمداران ما این است که در فرصت 60 روزه پیش رو به توافق دست یابند؛ چراکه امکان احیای فرصت های گذشته وجود ندارد و اگر زود نجنبیم، همه چیز به ضرر ما تمام می شود. منبع: فرارو |