| رضا نصری، حقوقدان بین الملل، در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: ترامپ گفت: همین حالا مردم آن ها بسیار گرسنه اند. مارکو روبیو اعلام کرد: من هیچ کشور دیگری را نمی شناسم که شکاف میان رهبرانش و مردمی که در آن زندگی می کنند، تا این اندازه بزرگ باشد. اسکات بسنت در داووس با افتخار گفت: این همان دیپلماسی اقتصادی است؛ بدون شلیک حتی یک گلوله. پیت هگست نیز گمان می کرد می تواند نیروهای زمینی را وارد خاک ایران کند. نصری افزود: همه آن ها یک نظریه داشتند: زیرساخت های ایران را بمباران کنید، ارزش پول ملی را فروبپاشانید، مردم را آن قدر در تنگنای معیشتی و گرسنگی قرار دهید که از سر ناامیدی به جان حکومت خود بیفتند و در نهایت، کشور را در سینی تقدیم واشنگتن کنند. او در ادامه نوشت: تصاویر مردم در تشییع پیکر رهبر شهید، تصویر مردمی شکست خورده نیست. این یکی از بزرگ ترین تجمع های انسانی روی زمین است؛ تمدنی که با تمام اندوه، غرور و انسجام خود را به نمایش گذاشته است. این ها میلیون ها انسانی هستند که با اراده خود و با سرپیچی از آنچه برایشان تصور شده بود، به خیابان ها آمدند تا رهبرشان را بر اساس باور و خواست خود بدرقه و سوگواری کنند. نصری تصریح کرد: این سیاست نه آن ها را علیه حکومتشان رادیکال کرد، نه از درون تهی ساخت و نه آن استیصالی را که واشنگتن به آن نیاز داشت، ایجاد کرد. چهار دهه تحریم، دو جنگ در منطقه، سیاست فشار حداکثری ، جنگ اقتصادی و ارزی، و حتی وزیر دفاعی که آشکارا از اعزام نیروهای زمینی به خاک ایران سخن می گفت، در نهایت به این نتیجه انجامید: مردمی که آشکارا متحدتر از آن هستند که بسیاری از کشورهای جهان بتوانند ادعای آن را داشته باشند. او تاکید کرد: این، بهای سال ها غرور راهبردی و محاسبات نادرست است؛ این تصور که ایرانیان صرفاً اهرمی برای اعمال فشار هستند و می توان از مردم به عنوان ابزاری علیه دولت خودشان استفاده کرد. واشنگتن هرگز درک نکرد که با چه واقعیتی روبه رو است.  |