| مجموعه مینیون ها در طول بیش از یک دهه به یکی از موفق ترین برندهای انیمیشن جهان تبدیل شده است؛ حالا جدیدترین قسمت این مجموعه علاوه بر ارائه طنز و ماجراجویی همیشگی، با ارجاع های فراوان به سینمای صامت و هالیوود کلاسیک، ادای دینی غیرمنتظره به میراث هنر هفتم محسوب می شود. به نقل از راجر ابرت، کمتر شخصیت های انیمیشنی را می توان یافت که به اندازه مینیون ها در فرهنگ عامه حضوری پررنگ داشته باشند. این موجودات زردرنگ و بامزه که نخستین بار 16 سال پیش در مجموعه من نفرت انگیز معرفی شدند، اکنون در هفت فیلم سینمایی، انبوهی از محصولات تجاری و میلیون ها تصویر و شوخی اینترنتی حضور داشته اند. برای برخی مخاطبان، محبوبیت بی پایان این شخصیت ها خسته کننده است؛ موجوداتی ساده لوح که مدام با زبان نامفهوم خود حرف می زنند، به یکدیگر ضربه می زنند و شوخی های فیزیکی انجام می دهند. اما موفقیت چشمگیر این مجموعه که تاکنون نزدیک به 6 میلیارد دلار فروش جهانی داشته، تنها به تبلیغات یا محبوبیت تجاری محدود نمی شود. راز ماندگاری مینیون ها در این است که آن ها ادامه سنتی هستند که از نخستین روزهای شکل گیری سینما آغاز شد؛ سنت کمدی اسلپ استیک، یعنی طنزی که بر حرکت، اغراق، شوخی های فیزیکی و موقعیت های کمیک استوار است. مینیون ها و هیولاها این ایده را به شکلی مستقیم وارد داستان می کند و شاید جاه طلبانه ترین و خلاقانه ترین فیلم این مجموعه تا امروز باشد؛ اثری که در کنار روایت ماجراجویانه همیشگی، به تاریخ سینما و هالیوود ادای احترام می کند. سفری به دوران طلایی هالیوود فیلم از همان دقایق نخست رویکرد متفاوت خود را آشکار می کند. لوگوی یونیورسال به صورت معکوس از نسخه مدرن امروزی به دوران فیلم های صامت بازمی گردد و حتی لوگوی استودیوی ایلومینیشن نیز با الهام از سبک کلاسیک Rubber Hose طراحی شده است؛ سبکی که در آثار استودیو فلایشر در دهه های آغازین قرن بیستم دیده می شد. داستان با بازدید گروهی از کودکان از موزه استودیو یونیورسال آغاز می شود. راهنمای موزه، در حالی که آثار نمادین تاریخ سینما را معرفی می کند، توضیح می دهد مینیون ها نه تنها از دوران ماقبل تاریخ وجود داشته اند، بلکه از همان روزهای نخست تولد سینما نیز در کنار فیلمسازان حضور داشته اند. حتی شوخی کوتاهی با جورج لوکاس نیز در این بخش گنجانده شده که برای علاقه مندان سینما جذاب خواهد بود. دوستی، رویاپردازی و آغاز یک ماجراجویی در مرکز داستان، دو مینیون به نام های جیمز و هنری قرار دارند که هر دو با صدای پی یر کافین، خالق و کارگردان مجموعه، جان گرفته اند. جیمز شخصیتی خیال پرداز و خلاق دارد، در حالی که هنری بهترین دوست وفادار و حامی اوست. رابطه این دو نسبت به دیگر مینیون ها صمیمانه تر و احساسی تر ترسیم شده و فیلم تلاش می کند پیوند عاطفی میان آن ها را برجسته کند. در کنار این دو، مینیونی ناشنوا به نام اد نیز حضور دارد، هرچند نقش او در مقایسه با دو شخصیت اصلی کم رنگ تر است. مانند قسمت های پیشین، هدف مینیون ها پیدا کردن بزرگ ترین شرور دنیا برای خدمت کردن به اوست، اما هر بار به دلیل اشتباهات خود، ارباب احتمالی شان را به شکلی طنزآمیز از بین می برند؛ اتفاقاتی که گاهی حتی شامل شوخی های غافلگیرکننده ای مانند قطع شدن سر یک شخصیت نیز می شود، البته بدون آنکه فضای خانوادگی فیلم از بین برود. هالیوود، ستاره های تازه و ارجاع به بزرگان سینما سفر مینیون ها آن ها را به کالیفرنیا می رساند؛ جایی که به طور اتفاقی فیلمبرداری یک وسترن را به هم می ریزند. همین آشوب باعث می شود یک کارگردان پرشور و مدیران سودجوی استودیو استعداد آن ها را کشف کنند و مینیون ها به چهره های محبوب هالیوود تبدیل شوند. از اینجا فیلم به جشنواره ای از ارجاع های سینمایی تبدیل می شود. شخصیت ها وارد چرخ دنده های مشهور فیلم عصر جدید چارلی چاپلین می شوند، با هارولد لوید و باستر کیتون روبه رو می شوند و بارها به آثار شاخص تاریخ سینما اشاره می شود. برای علاقه مندان به سینما، این بخش یکی از جذاب ترین قسمت های فیلم است؛ زیرا علاوه بر شوخی های کودکانه، ادای احترامی صمیمانه به فیلمسازانی محسوب می شود که پایه های هنر سینما را بنا نهادند. دوران صامت به پایان می رسد کارگردان فیلم، پی یر کافین، که این بار به تنهایی هدایت پروژه را بر عهده داشته، آزادی عمل بیشتری برای روایت داستان پیدا کرده است. او صعود و سقوط مینیون ها در هالیوود دوران صامت را با ریتمی بسیار سریع و شوخی های پیاپی به تصویر می کشد. فیلم در این بخش به آثار معروفی مانند آواز در باران و حتی فیلم بابیلون ساخته دیمین شزل نیز اشاره می کند و مسیر شهرت و افول ستارگان هالیوود را دستمایه طنز قرار می دهد. اما با ورود سینمای ناطق، دوران طلایی مینیون ها نیز به پایان می رسد. آن ها دیگر نمی توانند مانند گذشته بدرخشند و تلاش می کنند با ساخت یک فیلم هیولایی بزرگ دوباره جایگاه خود را به دست آورند. در این مسیر، جیمز با استفاده از کتاب طلسم یک جادوگر قدیمی، موجودی کوچک و الهام گرفته از کثولو به نام گومی را احضار می کند؛ شخصیتی که برخلاف ظاهرش چندان ترسناک نیست اما می تواند آن ها را به هیولاهای واقعی برساند. افت نسبی داستان در نیمه دوم فیلم پس از این تغییر مسیر، بخشی از انرژی خود را از دست می دهد. در کنار ماجرای جیمز و هنری، داستان دیگری نیز درباره رباتی فضایی به نام دورت روایت می شود که قصد حمله به زمین را دارد، اما عاشق یکی از فعالان حقوق زنان می شود و برنامه هایش تغییر می کند. اگرچه این خط داستانی لحظات سرگرم کننده ای دارد و شخصیت ربات با الهام از فیلم کلاسیک روزی که زمین از حرکت ایستاد طراحی شده، اما جذابیت آن هرگز به اندازه بخش های مربوط به هالیوود کلاسیک نیست. در ادامه نیز حضور هیولایی عظیم و نارنجی رنگ که شهر را به آشوب می کشد، اگرچه از نظر بصری تماشایی است، اما باعث می شود فیلم تا حدی تمرکز خود را از دست بدهد. ادای احترامی صادقانه به تاریخ سینما با وجود افت نسبی نیمه دوم، فیلم در پایان دوباره به ایده اصلی خود بازمی گردد؛ اینکه سینما بیش از هر چیز درباره خلق هنر و لذت بردن جمعی از آن است. در دورانی که بسیاری از مخاطبان جوان ارتباط چندانی با فیلم های کلاسیک ندارند، مینیون ها و هیولاها می تواند پلی میان نسل جدید و میراث سینما باشد و کودکان را با شخصیت ها و فیلمسازانی آشنا کند که راه را برای شکل گیری انیمیشن های امروزی هموار کردند. در نهایت، مینیون ها و هیولاها شاید بیش از هر فیلم دیگری در این مجموعه، جایگاه مینیون ها را در تاریخ سینما بررسی می کند. فیلم بدون تکیه بیش از حد بر شخصیت گرو و با فاصله گرفتن از برخی عناصر تکراری قسمت های پیشین، هویت مستقلی برای این شخصیت های محبوب می سازد. پیام اصلی فیلم این است که مینیون ها نماد سطحی شدن فرهنگ یا کاهش توجه مخاطبان نیستند؛ بلکه ادامه منطقی همان سنتی هستند که از نخستین روزهای سینما آغاز شد؛ شخصیت هایی پرجنب وجوش که با حرکت، شوخی، اغراق و سرگرم کردن تماشاگران، تجربه ای مشترک و لذت بخش خلق می کنند. همین نگاه باعث شده است مینیون ها و هیولاها منسجم ترین، خلاقانه ترین و سرگرم کننده ترین قسمت این مجموعه تا امروز باشد؛ اثری که هم کودکان را سرگرم می کند و هم برای دوستداران تاریخ سینما، سرشار از ارجاع ها و ادای احترام های هوشمندانه است. منبع: فرارو |