| تازه ترین فیلم اولیویا وایلد در مقام کارگردان، با بازی ست روگن، اولیویا وایلد، پنه لوپه کروز و ادوارد نورتون، نگاهی طنزآمیز اما تأمل برانگیز به پیچیدگی های روابط عاشقانه و چالش های زندگی مشترک در میانسالی دارد. به نقل از نیویورک تایمز، فیلم دعوت (The Invite) از آن دسته آثار کمدی است که در ظاهر با موقعیتی ساده آغاز می شود، اما به تدریج به کاوشی عمیق در روابط انسانی، ازدواج و تغییرات شخصیتی افراد در گذر زمان تبدیل می شود. این فیلم که با بازی ست روگن و اولیویا وایلد ساخته شده، داستان زوجی را روایت می کند که زندگی به ظاهر موفق و آرامشان زیر فشار سال ها نارضایتی و دلخوری های انباشته شده به نقطه ای بحرانی رسیده است. در ابتدای فیلم با آنجلا و جو آشنا می شویم؛ زوجی که سال ها از ازدواجشان گذشته و دختری نوجوان دارند. آن ها در آپارتمانی بزرگ و زیبا زندگی می کنند؛ خانه ای که از بیرون نماد موفقیت و ثبات به نظر می رسد، اما در پشت این ظاهر آراسته، احساسات سرکوب شده و نارضایتی های عمیقی جریان دارد. هر گفت وگوی ساده میان آن ها بهانه ای برای یادآوری دلخوری های قدیمی می شود. حتی یک تعریف و تمجید معمولی نیز می تواند به مشاجره ای تازه منجر شود، زیرا طرف مقابل بلافاصله می پرسد چرا این حرف ها بیشتر گفته نمی شوند. فیلم تصویری آشنا از بسیاری از روابط طولانی مدت ارائه می دهد؛ روابطی که در آن افراد به اهدافی که برای خود ترسیم کرده بودند رسیده اند، اما در عین حال احساس می کنند چیزی اساسی را در مسیر زندگی از دست داده اند. آنجلا و جو از نظر مادی و اجتماعی وضعیت مطلوبی دارند، اما زندگی مشترکشان دچار رکود و فرسودگی شده است. آن ها به تغییری جدی نیاز دارند؛ تغییری که بتواند نگاهشان را به زندگی و رابطه شان دگرگون کند. این تغییر ناگهانی در قالب زوجی به نام پینا و هاوک وارد داستان می شود؛ همسایه هایی که در طبقه بالای ساختمان زندگی می کنند و به دلیل سر و صدای غیرمعمول شبانه، توجه جو و آنجلا را به خود جلب کرده اند. یک شب، جو پس از پایان روزی نه چندان رضایت بخش در محل کارش به خانه بازمی گردد و با میز شامی مجلل روبه رو می شود. اما خوشحالی او خیلی زود جای خود را به نگرانی می دهد، زیرا متوجه می شود همسرش بدون هماهنگی قبلی آن دو همسایه را برای شام دعوت کرده است. همین دعوت ساده به نقطه آغاز مجموعه ای از گفت وگوها، افشاگری ها و رویارویی های احساسی تبدیل می شود که نه تنها روابط میان دو زوج را آشکار می کند، بلکه زخم های پنهان زندگی مشترک آنجلا و جو را نیز نمایان می سازد. فیلم به کارگردانی اولیویا وایلد و بر اساس فیلمنامه ای از ویل مک کورمک و رشیدا جونز ساخته شده است. دعوت اقتباسی از فیلم اسپانیایی Sentimental به کارگردانی سسک گای محسوب می شود که خود بر پایه یک نمایشنامه نوشته شده بود. ریشه های تئاتری داستان به وضوح در ساختار فیلم دیده می شود. تقریباً تمام رویدادهای فیلم در طول یک شب و در فضای محدود آپارتمان زوج اصلی رخ می دهد و تمرکز اصلی بر گفت وگوها و تعامل شخصیت هاست. برخلاف بسیاری از کمدی های امروزی که بر شوخی های سریع و موقعیت های اغراق آمیز تکیه دارند، دعوت بیشتر بر دیالوگ ها و تنش های روانی میان شخصیت ها استوار است. همین ویژگی باعث می شود فیلم در عین طنزآمیز بودن، لحظات ناراحت کننده و حتی دردناکی نیز داشته باشد؛ لحظاتی که تماشاگر را به فکر فرو می برد. یکی از نقاط قوت فیلم، بازی بازیگران آن است. حضور چهار بازیگر شناخته شده باعث شده تعاملات میان شخصیت ها جذاب و باورپذیر از کار درآید. هر یک از بازیگران رویکرد متفاوتی به نقش خود دارند و همین تفاوت ها به پویایی داستان کمک می کند. ادوارد نورتون شخصیتی نسبتاً اغراق شده و کمیک ارائه می دهد، در حالی که پنه لوپه کروز با جذابیت و اعتمادبه نفس خاص خود نقش زنی را بازی می کند که مرکز توجه همه افراد حاضر در جمع است. با این حال، شاید درخشان ترین بازی فیلم متعلق به ست روگن باشد. او در نقش جو، مردی را به تصویر می کشد که در عمق وجودش احساس طردشدگی و شکست می کند. مردی که سال ها پیش موفق شده با زنی بسیار متفاوت از خود ازدواج کند، اما اکنون احساس می کند نه همسرش دیگر او را می خواهد و نه خودش از آنچه به آن تبدیل شده رضایت دارد. روگن با ظرافتی قابل توجه، لایه های مختلف این شخصیت را آشکار می کند و فراتر از تصویر معمولی که مخاطبان از او به عنوان یک بازیگر کمدی دارند ظاهر می شود. فیلم البته بی نقص نیست. برخی لحظات بیش از حد کلیشه ای به نظر می رسند و گاهی شخصیت پردازی زوج اصلی کمی ساده سازی شده است. همچنین برخی ویژگی هایی که برای نشان دادن روزمرگی و یکنواختی زندگی آنجلا و جو به کار رفته اند، بیش از حد آشکار و مستقیم هستند. با این حال، این ضعف ها تأثیر چندانی بر جذابیت کلی اثر نمی گذارند. از نظر بصری نیز دعوت فیلمی چشم نواز است. طراحی داخلی آپارتمان زوج اصلی نه تنها بازتابی از شخصیت آن هاست، بلکه به ایجاد فضای داستان کمک می کند. خانه ای که در ظاهر گرم و دلنشین به نظر می رسد، به تدریج به صحنه ای برای آشکار شدن شکاف های عاطفی میان ساکنانش تبدیل می شود. یکی از نکات جالب فیلم، حضور استر پرل، روان درمانگر و مشاور مشهور روابط عاطفی، به عنوان مشاور پروژه است. تأثیر دیدگاه های او در بسیاری از گفت وگوهای فیلم قابل مشاهده است. فیلم بارها به این ایده اشاره می کند که انسان ها در طول زندگی تغییر می کنند و روابط نیز ناگزیر از این تغییرات تأثیر می پذیرند. گاهی افراد با رشد و تحول شخصی وارد رابطه ای تازه با فردی جدید می شوند و گاهی باید رابطه ای تازه را با همان شریک زندگی قدیمی خود آغاز کنند. این نگاه، هسته اصلی پیام فیلم را شکل می دهد. دعوت نشان می دهد آنچه یک رابطه را نابود می کند صرفاً اختلاف نظر یا تعارض نیست، بلکه بی رحمی، تحقیر و از بین رفتن مهربانی میان دو نفر است. فیلم یادآوری می کند بسیاری از زوج ها به مرور همان ویژگی هایی را که روزی باعث جذبشان به یکدیگر شده بود، به عاملی برای فاصله گرفتن از هم تبدیل می کنند. در نهایت، دعوت از یک فیلم کمدی ساده فراتر می رود و به درامی درباره هویت، تغییر و معنای واقعی صمیمیت تبدیل می شود. فیلم پاسخ قطعی و ساده ای برای مشکلات شخصیت هایش ارائه نمی دهد و حتی در پایان نیز آینده رابطه آنجلا و جو کاملاً روشن نیست. اما همین ابهام یکی از نقاط قوت اثر است، زیرا واقعیت روابط انسانی نیز اغلب چنین پیچیده و غیرقابل پیش بینی است. دعوت در مجموع اثری هوشمندانه، سرگرم کننده و در عین حال تأمل برانگیز است که با استفاده از طنز، مخاطب را به بازنگری در مفهوم عشق، ازدواج و تغییرات اجتناب ناپذیر زندگی دعوت می کند. این فیلم نشان می دهد بزرگ ترین چالش روابط گاهی نه تغییر کردن افراد، بلکه کنار آمدن با این واقعیت است که انسان ها دیگر همان کسانی نیستند که سال ها پیش بودند؛ یا شاید همچنان همان افراد باقی مانده اند و دقیقاً همین موضوع مشکل اصلی است. منبع: فرارو |