| به نقل از تجارت ایده آل، این بازگشت جریان، نشان دهنده این است که سیاستِ گرسنگی و محاصره کامل دیگر کارآمد نیست؛ چرا که بازار جهانی، به جای انتظار برای فروپاشی، به سمت سازگاری با واقعیت های جدید حرکت کرده است. ادعاهای مقامات آمریکایی مبنی بر امکان ضربه زدن به سایت های زیرزمینی (مانند کوه تیشه) یا استفاده از قدرت نظامی برای کنترل تنگه هرمز، بیش از آنکه تهدید باشد، نشان دهنده بی اثری ابزارهای سنتی است. وقتی مقامات ارشد واشنگتن (مانند معاون رییس جمهور) از واژه جنگ پرهیز کرده و آن را یک مناقشه کوچک می نامند، در واقع در حال تغییر روایت برای کاهش فشار روانی هستند. این نوع ادبیات نشان می دهد که آن ها از شدت و ابعاد درگیری های میدانی با جبهه مقاومت (که در سطوح مختلف از لبنان تا دریای سرخ فعال است) به فرسایش رسیده اند. تلاش برای دور زدن تنگه هرمز توسط رقبای منطقه ای (عربستان و امارات)، نه تنها تهدیدی برای ایران نیست، بلکه در بلندمدت باعث می شود که اهرم فشار تنگه هرمز از یک ابزار بلاتکلیف به یک ابزار مستدل و کنترل شده تبدیل شود. ایران با حفظ توان عملیاتی در این گلوگاه، قدرت بازدارندگی خود را در برابر رقبایی که در حال تقسیم بازار هستند، حفظ می کند. در حالی که رقبای منطقه ای در حال صرف هزینه های گزاف برای ساخت زیرساخت های جایگزین (مانند خطوط لوله ینبع و فجیره) برای کاهش وابستگی به هرمز هستند، جبهه مقاومت با تکیه بر جایگزین های چندجانبه (از مسیرهای زمینی تا قدرت دریایی در مدیترانه و دریای سرخ)، نشان داده است که امنیت اقتصادی و نظامی خود را به یک گلوگاه یا یک مسیر واحد گره نزده است. این یعنی در حالی که دشمن برای فرار از فشار در حال ساختن راه فرار است، جبهه مقاومت در حال تثبیت حضور در مسیرهای اصلی است. تحولات اخیر نشان می دهد که جهان در حال عبور از دوران تک قطبی گری در مدیریت بحران است. هرچه فشار دشمن برای دور زدن اهرم های جغرافیایی (مانند هرمز) بیشتر شود، تنها نتیجه آن، غیرقابل کنترل شدن بیشتر این اهرم ها و کاهش تدریجی توانایی غرب برای مدیریت بحران های منطقه ای خواهد بود. |