| سرویس سیاسی فردا: مصطفی صادقی: اگر دونالد ترامپ امروز از صحنه سیاست آمریکا کنار برود، چه کسی وارث جنبشی خواهد شد که طی یک دهه حزب جمهوریخواه را از نو ساخته است؟ «فردا» برای پاسخ به این سؤال، مجموعهای از گزارشها، نظرسنجیها و دادههای رسانهها، دانشگاهها و مؤسسات افکارسنجی با گرایشهای متفاوت را کنار یکدیگر گذاشته است؛ از سیانان، تایم، رویترز، یواسایتودی و خبرگزاری فرانسه تا دادههای هاروارد، دانشگاه براون، دانشگاه ماساچوست و کالج امرسون. در نگاه اول، اعداد یک نام را جلو میاندازند: جیدی ونس؛ معاون رییسجمهور آمریکا که با 44 درصد حمایت جمهوریخواهان، از مارکو روبیوی 21 درصدی و دونالد ترامپ جونیور 18 درصدی جلوتر است. اما این فقط تصویر درون حزب جمهوریخواه است. بیرون از آن، ونس باید پاسخگوی کارنامه دولتی باشد که خود یکی از عالیترین مقامات آن است؛ دولتی که جنگ علیه ایران را آغاز کرده، حملاتش به یکی بزرگترین جنایت آمریکا علیه بشریت تبدیل شده ، هزینه زندگی آمریکاییها را افزایش داده و با بالا رفتن قیمت نفت، بنزین و گازوییل، بخشی از هزینه سیاست خارجی خود را مستقیماً به خانوار آمریکایی منتقل کرده است. بنابراین مسئله فقط این نیست که جمهوریخواهان چه کسی را میخواهند؛ مسئله این است که طبقه متوسط، کارگران، لاتینتبارها و مستقلها دربار فردی که میخواهد وارث ترامپ باشد چه فکر میکنند؟ ونس شاید بتواند شبکه سیاسی ترامپ را به ارث ببرد، اما همزمان باید میراث جنگ، گرانی و نارضایتی اجتماعی دولتی را نیز حمل کند که خودش معاون رییسجمهور آن بوده است. از همین رو، این گزارش درباره «ظهور ونس» نیست؛ درباره تناقض جانشینی او است: آیا فردی که یکی از چهرههای اصلی دولت ترامپ در زمان جنگ بوده، میتواند چهار سال بعد خود را از هزینههای همان دولت جدا کند؟ 44-21-18؛ وارث دولتی که خودش بخشی از آن است رقابت 2028 جمهوریخواهان هنوز رسماً آغاز نشده، اما آرایش اولیه آن شکل گرفته است. در پیمایش هاروارد، ونس 44 درصد، روبیو 21 درصد و ترامپ جونیور 18 درصد حمایت جمهوریخواهان را دارند. مارکو روبیو فعلاً محتاطانه عقب ایستاده است. او نهم سپتامبر گفته بود در حال حاضر برنامهای برای نامزدی ندارد و «صددرصد» بر مسئولیتهای فعلیاش متمرکز است؛ اما همزمان تأکید کرد نمیداند آینده چه خواهد شد. همین جمله کافی است تا نام او همچنان در جدول احتمالات باقی بماند. پشت سر این سه نفر نیز نامهایی چون ران دیسانتیس، تد کروز و سارا سندرز مطرحاند. تد کروز حتی احتمال حضور دوباره خود را باز گذاشته و گفته است پس از انتخابات میاندورهای درباره آینده «بحث کاملی» صورت خواهد گرفت و او نیز بخشی از آن بحث خواهد بود. با این همه ونس در مرکز ساختار قدرت ترامپ ایستاده است. معاون رییسجمهور است، با شبکه سیاسی جنبش «آمریکا را دوباره باعظمت کنیم» پیوند دارد و سازمان «نقطه عطف» نیز برای حمایت از نامزدی احتمالی او آماده میشود. اما همین نقطه، آسیبپذیری اصلی اوست: ونس نمیتواند هم وارث قدرت ترامپ باشد و هم هنگام محاسبه هزینههای جنگ و اقتصاد، خود را بیرون از دولت ترامپ تعریف کند. 58 به 59؛ انتقال ترامپیسم یا انتقال هزینههای ترامپ؟ در همان پیمایش، 58 درصد جمهوریخواهان گفتهاند درخواست ونس میتواند آنها را برای حضور در انتخابات میاندورهای ترغیب کند. این رقم برای ترامپ 59 درصد است. فاصله فقط یک واحد درصد است. این عدد یک پرسش مهم در جامعهشناسی سیاسی آمریکا ایجاد میکند: آیا سرمایه سیاسی ترامپ قابل انتقال است؟ اما سؤال دیگری هم وجود دارد که شاید برای 2028 مهمتر باشد: آیا هزینههای ترامپ هم منتقل میشود؟ ترامپ طی یک دهه بخشهایی از طبقه کارگر سفیدپوست، محافظهکاران ، بخشی از لاتینتبارها و گروههایی از رأیدهندگان ناراضی از نخبگان سیاسی را در یک ائتلاف انتخاباتی کنار هم قرار داد. ونس برای رسیدن به ریاستجمهوری باید همین ائتلاف را بازتولید کند. مشکل اینجاست که توان بسیج هسته جمهوریخواه ممکن است برای بردن انتخابات مقدماتی کافی باشد؛ برای بردن آمریکا کافی نیست. 100 میلیارد دلار؛ جنگ ترامپ از ایران به جیب آمریکاییها رسید اینجاست که جنگ ایران مستقیماً وارد پرونده انتخاباتی ونس میشود. براساس محاسبات مدرسه امور بینالملل واتسون دانشگاه براون که سیانان منتشر کرده، مصرفکنندگان آمریکایی از آغاز جنگ تا اوایل سپتامبر فقط بابت افزایش قیمت بنزین و گازوییل 100.9 میلیارد دلار هزینه اضافی پرداختهاند؛ یعنی حدود 770 دلار برای هر خانوار آمریکایی. از این رقم، 55 میلیارد دلار مربوط به افزایش هزینه بنزین و 46 میلیارد دلار مربوط به گازوییل است. قیمت بنزین که پیش از آغاز جنگ حدود 2.98 دلار برای هر گالن بود، به بیش از 4.15 دلار رسیده است. گازوییل نیز از 3.76 دلار به 5.90 دلار افزایش یافته و رکورد تاریخی ثبت کرده است. نفت برنت نیز دوباره مرز 100 دلار را لمس کرده است. سیانان هشدار داده افزایش قیمت گازوییل بهدلیل نقش آن در کامیونها، قطارها، کشاورزی و حملونقل، میتواند موج تازهای از فشار تورمی را به سایر کالاها منتقل کند. این دیگر فقط یک جنگ در هزاران کیلومتر دورتر از خاک آمریکا نیست. هزینه جنگ از خلیج فارس به پمپبنزین آمریکا و از پمپبنزین به سبد خرید خانواده آمریکایی رسیده است. 47 درصد؛ طبقه متوسط صورتحساب سیاست خارجی ترامپ را میبیند در دادههای موجود، 47 درصد آمریکاییها گفتهاند وضعیت مالی شخصیشان رو به بدترشدن است و فقط 32 درصد از بهترشدن شرایطشان سخن گفتهاند. در نظرسنجی رویترز/ایپسوس نیز هزینه زندگی برای 47 درصد پاسخدهندگان مهمترین مسئله انتخابات میاندورهای بوده است؛ فقط 22 درصد عملکرد اقتصادی ترامپ را تأیید کردهاند و 71 درصد نظر منفی داشتهاند. برای طبقه متوسط، سیاست خارجی زمانی به مسئله انتخاباتی تبدیل میشود که وارد حساب بانکی خانواده شود. افزایش هزینه انرژی، حملونقل و کالاهای روزمره دقیقاً چنین اثری دارد. ونس در اینجا نمیتواند نقش یک منتقد بیرونی را بازی کند. او معاون همان دولتی است که جنگ را آغاز کرده و حالا خانوار آمریکایی بخشی از هزینه اقتصادی آن را پرداخت میکند. در منطق رأیدهی معیشتی، شهروند لازم نیست درباره راهبرد آمریکا در خاورمیانه چیزی بداند؛ عدد روی پمپ بنزین برای قضاوت درباره دولت کافی است. کارگران؛ «اول آمریکا» وقتی آمریکاییها هزینه جنگ را میدهند جریان «اول آمریکا» باید توضیح دهد چگونه جنگی طولانی در خاورمیانه با اولویتدادن به زندگی آمریکاییها سازگار است. گزارش خبرگزاری فرانسه از نبراسکا ــ ایالتی که ترامپ در سال 2024 نزدیک 60 درصد آرا را در آن به دست آورد ــ این تناقض را نشان میدهد. یک دامدار جوان رأیدهنده ترامپ از افزایش قیمت سوخت شکایت میکند؛ یک مادر خانهدار 39 ساله که به ترامپ رأی داده میگوید سالها جنگ نمیخواهد و یک پیمانکار بازنشسته جنگ را «هدر دادن پول» میداند و میپرسد: چرا آمریکا باید پلیس جهان باشد؟ یکهشتم رأیدهندگان؛ لاتینتبارها چرا برای ونس دردسرند؟ لاتینتبارها بیش از یک نفر از هر هشت رأیدهنده آمریکایی را تشکیل میدهند. ترامپ در انتخابات 2024 توانسته بود بیش از نیمی از لاتینتبارهای متولد خارج از آمریکا را جذب کند؛ اما حالا نگرانی درباره ریزش بخشی از این حمایت به درون خود حزب جمهوریخواه رسیده است. کارلوس کوربلو، نماینده جمهوریخواه سابق و کوباییتبار، تأکید کرده فشار اقتصادی در جامعه لاتینتبار شدیدتر احساس میشود و در سیاست آمریکا، «لاتینتبار» و «طبقه کارگر» تا حد زیادی بر یکدیگر منطبقاند. بنابراین برای ونس، مسئله لاتینتبارها فقط مهاجرت نیست؛ جیب آنها هم هست. اگر ائتلاف ترامپ با وعده بهبود زندگی اقتصادی گسترش یافت، گرانی انرژی و افزایش هزینه زندگی میتواند همان ائتلاف را در جهت معکوس حرکت دهد. 54 به 46؛ بیرون از حزب، ونس با دیوار مستقلها روبهروست در یکی از پیمایشهای موجود، 54 درصد مستقلها به سمت دموکراتها و 46 درصد به جمهوریخواهان متمایلاند. این عدد برای ونس شاید مهمتر از 44 درصد حمایت در رقابت مقدماتی باشد. انتخابات مقدماتی را هسته حزبی تعیین میکند، اما نتیجه انتخابات ریاستجمهوری را چند ایالت رقابتی و میلیونها رأیدهندهای تعیین میکنند که وابستگی حزبی سختی ندارند. ونس با یک تناقض مواجه است: هرچه برای تصاحب پایگاه ترامپ بیشتر خود را ادامه ترامپ معرفی کند، جداکردن خود از جنگ، گرانی و هزینههای دولت ترامپ دشوارتر خواهد شد.مسئله ونس فقط بسیج پایگاه نیست؛ مسئله گسترش ائتلافی است که نشانههایی از فرسایش آن دیده میشود. ایران؛ جنگی که ونس حتی حاضر نیست نامش را «جنگ» بگذارد تناقض بزرگتر ونس به خود جنگ ایران بازمیگردد. جریان «اول آمریکا» سالها جمهوریخواهان سنتی را به دلیل جنگهای عراق و افغانستان و مداخلات پرهزینه واشنگتن سرزنش میکرد. ونس نیز بخشی از هویت سیاسی خود را با همین نقد ساخت. اما امروز او معاون دولتی است که وارد جنگی طولانی با ایران شده؛ جنگی که در جریان حملات آمریکا، جنایات بزرگی رخ داده است. در همان حال، گزارشهای منتشرشده از ارزیابیهای داخلی دولت میگویند خود ونس و مارکو روبیو به ترامپ هشدار دادهاند این منازعه ممکن است تا پایان ریاستجمهوری او و حتی ژانویه 2029 ادامه پیدا کند. تناقض روشن است: جنگی کهه برای آمریکاییها گرانی و هزینه اقتصادی تولید کرده، از نگاه معاون رییسجمهور آمریکا هنوز حتی «جنگ» نامیده نمیشود. ونس؛ وارث ترامپ یا شریک کارنامه او؟ ونس فعلاً با 44 درصد بخت اول جمهوریخواهان است؛ روبیو 21 درصد و ترامپ جونیور 18 درصد دارند و قدرت بسیج ونس در پایگاه حزب نیز تنها یک واحد با ترامپ فاصله دارد. اما انتخابات 2028 فقط درون حزب جمهوریخواه برگزار نمیشود. آن سوی این اعداد، طبقه متوسطی قرار دارد که با افزایش هزینه زندگی روبهروست؛ کارگرانی که قیمت سوخت و کالاها را میبینند؛ لاتینتبارهایی که جمهوریخواهان نگران ریزش رأی آنها هستند و مستقلهایی که اکنون بیشتر به سمت دموکراتها متمایلاند. برای همین سؤال درباره ونس را نباید اینگونه مطرح کرد که آیا او میتواند «میراثدار موفق ترامپ» باشد. سؤال دقیقتر این است که ونس تا چه اندازه میتواند از مسئولیت میراثی فاصله بگیرد که خودش در شکلگیری آن شریک بوده است؟ او معاون دولتی است که به ایران حمله کرده، جنگش به جنایات بزرگی انجامیده، قیمت انرژی را بالا برده و هزینههای آن به زندگی روزمره شهروندان آمریکا سرریز کرده است. و این شاید تناقض اصلی انتخابات آینده باشد: ونس برای تصاحب نامزدی جمهوریخواهان باید ثابت کند ادامه ترامپ است؛ اما برای تصاحب کاخ سفید شاید مجبور شود به آمریکاییها توضیح دهد چرا نباید او را مسئول ادامه همان ترامپ بدانند. |