| سحر محمدی، صف، ترافیک، انتظار در مطب پزشک، بانک، اداره ها و حتی یک کار ساده که قرار است چند دقیقه ای انجام شود اما ساعت ها طول می کشد، می تواند آدم آرامی را هم کلافه و عصبی کند. شاید یکی از مهم ترین دلایل، احساس هدر رفتن زمان باشد. وقتی کسی می داند کاری که می توانست در چند دقیقه انجام شود، قرار است بخش بزرگی از روزش را بگیرد، احساس می کند زمانش بدون اختیار خودش از دست می رود. از طرف دیگر، بلاتکلیفی هم آزاردهنده است. اگر بدانیم باید نیم ساعت منتظر بمانیم، شاید راحت تر صبر کنیم؛ اما وقتی نمی دانیم نوبتمان چه زمانی می رسد یا کارمان چه موقع انجام می شود، انتظار بسیار سخت تر می شود. ترافیک ، نمونه روشنی از همین موضوع است. شاید مقصد خیلی دور نباشد، اما وقتی خودروها متوقف شده اند و راهی برای حرکت وجود ندارد، احساس می کنیم کنترل زمان و زندگی مان از دستمان خارج شده است. بوق های ممتد و عصبانیت رانندگان هم معمولاً همین فشار را بیشتر می کند. در اداره ها و مراکز خدماتی، موضوع دیگری هم وجود دارد بطوری که وقتی برای یک کار ساده مجبور می شویم از یک اتاق به اتاق دیگر برویم، یک امضا بگیریم، دوباره برگردیم یا مدارکی را که از قبل می توانستند اعلام کنند، در همان لحظه از ما بخواهند، ناراحتی ما دیگر فقط از انجام نشدن کار نیست احساس می کنیم وقت و انرژی مان جدی گرفته نشده است. صف هم داستان خودش را دارد. همه مردم ممکن است عجله داشته باشند، اما وقتی یک نفر بدون رعایت نوبت جلو می زند، عصبانیت دیگر فقط به خاطر چند دقیقه انتظار نیست احساس بی عدالتی هم به آن اضافه می شود. شاید به همین دلیل است که گاهی می بینیم مردم برای یک مشکل نسبتاً کوچک، واکنشی بسیار بزرگ نشان می دهند. آن واکنش همیشه فقط مربوط به همان لحظه نیست بلکه تعدادی از خستگی ها و فشارهای جمع شده است که در یک صف، یک ترافیک یا یک کار اداری خودش را نشان می دهد. البته بخشی از ماجرا هم به خودمان مربوط می شود. رعایت نکردن نوبت، پرخاشگری، بوق زدن بی دلیل، بحث کردن با کارمند یا دیگران و انتقال عصبانیت خودمان به نفر بعدی، چیزی را سریع تر حل نمی کند فقط فضای اطرافمان را برای همه سخت تر می کند. شاید لازم باشد هم ما و هم سیستم های خدماتی، به زمان مردم بیشتر احترام بگذاریم. مردم فقط پول و خدمات دریافت نمی کنند بلکه وقت و انرژی هم هزینه می کنند. گاهی یک کار اگر سریع تر، منظم تر و با توضیح روشن انجام شود، همان مشکل قدیمی دیگر آن قدر آزاردهنده نخواهد بود. شاید مسئله فقط این نباشد که چرا مردم زود عصبانی می شوند؛ گاهی باید پرسید چرا برای انجام ساده ترین کارها، این قدر مجبور به انتظار هستیم؟ |