| صبح نو: اقدام دولت ترامپ در تحریم دیوان کیفری بینالمللی (ICC) تنها ساعاتی پس از اعطای جایزه نوبل صلح به یک قاضی سابق این دیوان، واکنشهای گسترده بینالمللی را برانگیخت. این رفتار را میتوان مصداق یک واکنش تلافیجویانه و کودکانه دانست. ترامپ سالهاست که خود را شایسته جایزه نوبل صلح میداند و از اعطای آن به دیگران ابراز نارضایتی کرده است. در این مورد خاص، برنده جایزه «ناوی پیلای» (Navi Pillay)، قاضی سابق ICC و کمیسر عالی پیشین حقوق بشر سازمان ملل بود. کمیته نوبل نیز در بیانیه خود تصریح کرد که این جایزه را در زمانی اهدا کرده که «قضات و نهادهای حقوق بینالملل تحت حملات سیاسی هستند» و این خود یک «یادآوری» است. تحریم ICC بلافاصله پس از این رویداد، از بیرون به یک «انتقامجویی حقیرانه» (Petty Revenge) تعبیر شد. اقدام آمریکا با محکومیت گستردهترین متحدانش مواجه شد. وزرای خارجه بریتانیا، کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، هلند و دانمارک در بیانیهای مشترک گفتند که «شدیداً با» این تحریمها مخالفند و از آن ابراز تأسف میکنند. آنها تأکید کردند که این تحریمها «تأثیر قابلتوجهی بر کار دادگاه، کارکنان فداکار آن و خانوادههایشان خواهد داشت.» آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل نیز این تصمیم را «ضربهای جدی به تلاش جمعی ما برای عدالت کیفری بینالمللی» خواند و نسبت به تأثیر آن هشدار داد. کارشناسان سازمان ملل نیز این تحریمها را «تلاشی گستاخانه برای از هم پاشیدن نظام عدالت بینالمللی» توصیف کردند. تحریم یک نهاد بینالمللی صرفاً به این دلیل که یکی از قضات سابقش جایزهای را برده که او برای خود میخواست، فاقد هرگونه منطق راهبردی است. این اقدام دقیقاً در چارچوب «انتقامجویی کوچک» قرار میگیرد که در آن احساسات شخصی بر منافع ملی و سیاست خارجی غلبه میکند. رسانهها و تحلیلگران پیشتر نیز رویکرد ترامپ در سیاست خارجی را «کودکستانی» توصیف کردهاند؛ الگویی که در آن او ابتدا تهدیدهای بزرگ میکند و سپس برای حفظ ظاهر عقبنشینی میکند. در این مورد نیز، وزارت خزانهداری آمریکا بلافاصله پس از اعلام تحریمها، مجوزهای عمومی برای برخی تراکنشها (مانند مخابرات و نرمافزار) صادر کرد تا شش ماه فرصت برای «مذاکره» باقی بماند. این رفتار متناقض نشاندهنده عدم وجود یک راهبرد منسجم است. سبک تصمیمگیری ترامپ «متمرکز، غیرقابل پیشبینی، آشفته و اغلب تحت تأثیر آخرین فرد حاضر در اتاق» توصیف شده است. در این ماجرا نیز، به نظر میرسد هدف اصلی، نه دفاع از حاکمیت آمریکا، بلکه نمایش خشم و «به رخ کشیدن» قدرت در برابر یک نهاد بینالمللی و متحدانش است. اقدام آمریکا در تحریم ICC، ساعاتی پس از اعطای جایزه نوبل به یک قاضی سابق آن، نمونهای بارز از سیاست خارجی مبتنی بر احساسات شخصی، تلافیجویی و نمایش قدرت است. این رفتار نهتنها اتحاد آمریکا با متحدان سنتیاش را تضعیف کرد، بلکه تصویر یک قدرت بزرگ را که بهجای تعامل عقلانی، به اقدامات تلافیجویانه و کودکانه روی میآورد، در صحنه بینالمللی به نمایش گذاشت. همانطور که یک تحلیلگر اشاره کرده، این اقدام شبیه رفتار «کودکی است که با یک اسباببازی بازی میکند و اگر چیزی به میلش نباشد، آن را میشکند.» |