| رییسجمهور در آیین آغاز سال تحصیلی دانشگاهها گفت: میدانید در چه وضعیتی هستیم برون رفت از این وضعیت توسط دانشگاهیان و دانشجویان امکان پذیر است؛ باید این بار در صحنه باشیم تا از همه مشکلات با قدرت عبور کنیم. به گزارش ایرنا، مسعود پزشکیان رییسجمهور اسلامی ایران روز دوشنبه بیستم مهر 1405 در آیین آغاز سال تحصیلی دانشگاهها در دانشگاه شهید بهشتی، با بیان اینکه «من نمیتوانم اما ما میتوانیم» گفت: میدانید که ما در چه وضعیتی قرار داریم. اعتقاد من این است که برونرفت از شرایطی که در آن گرفتار شدهایم، به دست دانشگاهیان و دانشجویان امکانپذیر است. رییسجمهور افزود: هیچ دلیلی وجود ندارد که نخبگان، دانشجویان و همه کسانی که عزم، باور و ایمان دارند که باید سربلند زندگی کنند، سر خم کنند و تسلیم شرایط شوند. پزشکیان خاطرنشان کرد: وقتی چنین باوری در انسان وجود داشته باشد، راه خود را پیدا خواهد کرد. کسانی که اهل علم و دانشاند یا در مسیر کسب علم، افزایش دانایی و دستیابی به توانایی لازم برای رفع مشکلات و گرفتاریها گام برمیدارند، میتوانند راهگشای جامعه باشند. من بهتنهایی نمیتوانم، اما ما می توانیم رییسجمهور ادامه داد: من بهتنهایی نمیتوانم، اما ما می توانیم و این همان باوری است که باید به آن پایبند باشیم. اگر با چنین اعتقادی در میدان حضور داشته باشیم، خواهیم توانست با قدرت از همه مشکلات و دشواریهای پیش رو عبور کنیم. پزشکیان یادآور شد: در دوران جنگ، ما اختیارات خود را به استانداران واگذار کردیم. باور و تصور من این است که همه شما و همه کسانی که در عرصه مدیریت فعالیت میکنند، توانایی آن را دارند که روزی رییسجمهور، وزیر یا مسئولیتهای مهم دیگری را بر عهده بگیرند. رییسجمهور افزود: نباید تصور کنیم که در این کشور فقط یک نفر میتواند رییسجمهور باشد یا تنها افراد محدودی توانایی اداره امور را دارند. من چنین باوری ندارم که اگر ما را شهید کنند، دیگر افرادی شایستهتر از ما وجود نخواهند داشت که به میدان بیایند، پای این مملکت بایستند و برای عزت و سربلندی مردم از جان خود مایه بگذارند؟ چنین افرادی وجود دارند؛ آنچه اهمیت دارد، این است که به آنها میدان بدهیم، زمینه شکوفایی استعدادهایشان را فراهم کنیم و فرصت دهیم تا تواناییهای خود را نشان دهند. وی خاطرنشان کرد: نباید تصور کنیم که چون در جایگاه ریاست یا مدیریت قرار گرفتهایم، باید دستور دهیم و دیگران صرفاً اطاعت کنند. خودم را خدمتگزار میدانم و معتقدم که مسئولیت، پیش از هر چیز، فرصتی برای خدمت کردن است. پزشکیان تاکید کرد: بیایید دست در دست هم بگذاریم، برای عزت و سربلندی این کشور به پا خیزیم و برای حل مشکلات میهنمان تلاش کنیم. من باور دارم که این کار امکانپذیر است؛ به شرط آنکه به تواناییهای یکدیگر ایمان داشته باشیم، به نسل جوان اعتماد کنیم و فرصت حضور و اثرگذاری را برای همه شایستگان فراهم آوریم. میتوانیم مشکلات را حل کنیم؛ به شرطی که دست به دست هم دهیم رییسجمهور ادامه داد: من که اینجا ایستادهام، تا دیروز یک دانشجوی معمولی بودم؛ بعد پزشک شدم، مسئول دانشگاه شدم، وزیر شدم؛ یک نماینده معمولی بودم، مثل همه نمایندهها. الان هم مسئولیت بار سنگین کشور بر دوش ما است. این بار باید حل شود و ما میتوانیم آن را حل کنیم؛ به شرطی که دست به دست هم بدهیم. وی خاطرنشان کرد: اگر با هم باشیم و آن قلهها را ببینیم و تلاش کنیم، به آنجا خواهیم رسید. ممکن است من نرسم، اما از بین ما کسانی هستند که به آن قلهها خواهند رسید و بقیه را با خود به آن بالاها هدایت خواهند کرد. پزشکیان اضافه کرد: زمانی که دانشجو بودیم، شعرهای مختلفی میخواندیم تا تغذیه روحی داشته باشیم. شعری بود که میگفت «گر مرد رهی میان خون باید رفت/ وز پای فتاده سرنگون باید رفت/ تو پای به راه در نه و هیچ مپرس/ خود راه بگویدت که چون باید رفت» باور کنید تا جایی که من ایستادم، اصلاً در فکر این نبودم که به اینجا برسم. اما با تمام وجود دلمان میخواست برای مردم، کشور، استقلال، عزت و سربلندیمان تا جایی که از دستمان بر میآید تلاش کنیم؛ و این چیزی بود که با تمام وجود به دنبالش بودیم. رییسجمهور بیان کرد: در ترکی ضربالمثلی هست که میگوید: «از پل نامرد عبور نکن، بگذار سیل تو را ببرد.» یا میگویند «در پناهگاه روباه نخواب، بگذار شیر بیاید تو را بخورد.» آن باور و اعتقادی که برای سربلندی کشور باید در تکتک ما وجود داشته باشد، ما را شبانهروز در این مسیر هدایت میکند که برای کشورمان با تمام وجود تلاش کنیم، سر خم نکنیم و راهی برای عزت و سربلندی پیدا کنیم. این هدف فقط با همراهی شما امکانپذیر است. هیچ ظلمی بالاتر از این نیست که حرف درست و حق را نپذیریم پزشکیان ادامه داد: خیلی وقتها در دانشگاهها میبینم که افراد با هم دعوا یا اختلاف میکنند؛ این برای من مفهوم نیست. در قرآن آیهای هست که میفرماید: آنها تکذیب میکردند چون علمش را نداشتند یا تفسیر ماجرا را نمیدانستند. اگر حرف درستی به من بزنند، چرا نپذیرم؟ اگر کسی راه درست را به من نشان بدهد، مگر میشود قبول نکنم؟ این آیه میگوید هیچ ظلمی بالاتر از این نیست که حرف درست و حق را نپذیریم. ادامه دارد... |