| مرکز پژوهشهای کنگره در یک تحلیل جامع آشکارا به قانونگذاران آمریکایی هشدار میدهد که کاستی اطلاعاتی در رابطه با برنامه هستهای درحال افزایش است و اکنون ابهام درباب اراده ایران برای ساخت یا عدمساخت سلاح هم، تشدید شده است. این گزارش آشکارا از دولت میخواهد برای جمعآوری اطلاعات، اقدامات بیشتری انجام دهد. گروه تحلیل بینالملل: مرکز پژوهش کنگره (CRS) در یک گزارش تحلیلی به کنگره یادآوری میکند که زمان لازم برای تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتی، معیاری برای سنجش بخشی از توانمندی هستهای است، نه معیاری جامع برای تعیین زمان ساخت سلاح یا اثبات تصمیم به تولید آن. این گزارش به شدت از کمبود اطلاعات و ارزیابی در باب فعالیتها و اراده هستهای ایران، اظهار نگرانی میکند. آمریکا تصویر صحیحی از اراده هستهای ایران ندارد مرکز پژوهشهای کنگره آمریکا در گزارشی درباره برنامه هستهای ایران، با اشاره به ابهام در وضعیت کنونی فعالیتهای هستهای کشور پس از حملات نظامی آمریکا و اسراییل، تأکید کرده است که میزان تأثیر این حملات بر توانایی ایران برای تولید سلاح هستهای همچنان روشن نیست. این گزارش با مرور ارزیابیهای پیشین جامعه اطلاعاتی آمریکا، وضعیت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، ظرفیت غنیسازی، زمان مورد نیاز برای تولید مواد شکافتپذیر و مراحل باقیمانده برای ساخت یک سلاح هستهای، در پی تفکیک میان توانایی فنی ایران، تصمیم احتمالی تهران برای ساخت سلاح و شواهد موجود درباره پیشبرد چنین برنامهای است. خوانش اصلی این مرکز آن است که وجود ظرفیت فنی برای کوتاه کردن زمان گریز هستهای، بهخودیخود به معنای تصمیم ایران برای ساخت سلاح هستهای نیست. در عین حال، توقف اعلامشده برخی فعالیتها یا آسیب دیدن تأسیسات هستهای نیز بهتنهایی برای تعیین وضعیت کنونی برنامه ایران کافی نیست. از این منظر، مسئله اصلی برای سیاستگذاران آمریکایی، نه صرفاً محاسبه یک بازه زمانی برای دستیابی ایران به مواد مورد نیاز ساخت سلاح، بلکه روشن کردن وضعیت واقعی ذخایر هستهای، فعالیتهای جاری، دانش فنی انباشتهشده و احتمال وجود فعالیتهای اعلامنشده است. این گزارش در شرایطی منتشر شده که به روایت مرکز پژوهشهای کنگره، بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی پس از حملات ژوئن 2025 با اختلال جدی مواجه شده و حملات نظامی سال 2026 نیز بر ابهامات موجود افزودهاند. مرکز پژوهشها در نهایت بر ضرورت دریافت اطلاعات دقیقتر از جامعه اطلاعاتی آمریکا تأکید میکند؛ اقدامی که میتواند مبنای تصمیمگیری کنگره درباره سیاست هستهای ایران و نحوه مواجهه دولت آمریکا با این موضوع قرار گیرد. توانایی تولید مواد هستهای لزوماً به معنای اراده ساخت سلاح نیست بخش مهمی از گزارش به تفکیک دو مرحله متفاوت اختصاص دارد: نخست، تولید مقدار کافی اورانیوم با غنای تسلیحاتی و دوم، تکمیل فرایند تسلیحاتیسازی برای تبدیل مواد هستهای به یک سلاح قابل استفاده. این تفکیک از آن جهت اهمیت دارد که کوتاه شدن زمان گریز هستهای لزوماً به معنای کوتاه شدن به همان میزانِ زمان لازم برای ساخت یک سلاح هستهای کامل نیست. بر اساس دادههای تاریخی مورد استناد گزارش، آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا در مه 2025 برآورد کرده بود که ایران برای تولید مقدار کافی اورانیوم با غنای تسلیحاتی جهت ساخت یک سلاح هستهای، احتمالاً به کمتر از یک هفته زمان نیاز دارد. با این حال، این برآورد صرفاً به تولید مواد شکافتپذیر مربوط است و نباید با زمان لازم برای تکمیل سلاح هستهای یکسان تلقی شود.  مرکز پژوهشها همچنین یادآور میشود که ارزیابیهای پیشین آمریکا، زمان مورد نیاز ایران برای تکمیل مراحل تسلیحاتیسازی را حدود یک سال برآورد کرده بودند، هرچند ژنرال مارک میلی، رییس وقت ستاد مشترک ارتش آمریکا، در مارس 2023 از چند ماه زمان برای تولید یک سلاح هستهای واقعی سخن گفته بود. گزارش تصریح میکند که برآورد فعلی درباره این مرحله روشن نیست و گزارشهای آژانس نیز حاکی از آن بودهاند که ایران هنوز طرح عملیاتی قابل اتکا برای سلاح هستهای یا سامانه انفجاری مناسب برای فعالسازی آن در اختیار ندارد. از این رو، گزارش تلاش میکند مانع از آن شود که یک شاخص محدود فنی، بهعنوان معیاری جامع برای سنجش وضعیت برنامه هستهای ایران به کار گرفته شود. از منظر این مرکز، زمان گریز هستهای شاخصی مفید برای مذاکرات و ارزیابی ظرفیت غنیسازی است، اما بهتنهایی پاسخ روشنی درباره تصمیم سیاسی ایران برای ساخت سلاح یا مدتزمان لازم برای تکمیل آن ارائه نمیدهد. حملات نظامی توانمندی هستهای ایران را نابود نکرد، ابهام آن را افزایش داد یکی از مهمترین محورهای گزارش، محدودیت اطلاعات موجود درباره وضعیت کنونی برنامه هستهای ایران پس از حملات نظامی است. مرکز خاطرنشان میکند که حملات ژوئن 2025 و حملاتی که از فوریه 2026 آغاز شد، ارزیابی میزان دسترسی ایران به مواد هستهای، وضعیت تأسیسات غنیسازی و توانایی بازسازی زیرساختهای آسیبدیده را دشوار کردهاند. مسئله مهمتر، از دست رفتن امکان راستیآزمایی مستمر درباره محل و وضعیت مواد هستهای است. گزارش با استناد به ارزیابی آژانس، میگوید ذخایر اورانیوم غنیشده ایران همچنان در داخل کشور قرار دارند، اما وضعیت دقیق آنها و امکان دسترسی به این مواد بهطور کامل روشن نیست. مرکز پژوهشها همچنین به این نکته توجه میدهد که ارزیابی سالانه تهدیدات آمریکا در سال 2026، با وجود اشاره به نظارت بر توانمندیها و اقدامات مرتبط ایران با سلاح پس از حملات، درباره فعالیتهای مشخص ایران در حوزه تسلیحات هستهای اظهارنظر نمیکند. لذا این سکوت نشان میدهد که از متن این ارزیابی نمیتوان نتیجهای قطعی درباره وضعیت فعلی برنامه تسلیحات هستهای ایران استخراج کرد. در واقع، گزارش بر فاصله میان دعاوی مربوط به موفقیت نظامی در تخریب تأسیسات و امکان اثبات دقیق پیامدهای این حملات تأکید دارد. آسیب رساندن به زیرساختها یک موضوع است و تعیین میزان کاهش توانمندی هستهای، وضعیت مواد باقیمانده و امکان بازسازی ظرفیتها موضوعی دیگر. این دو را نمیتوان بدون دادههای تکمیلی یکسان در نظر گرفت. ابعاد فنی، ظرفیتها و تصمیمات هستهای ایران، نامشخص هستند مرکز پژوهشهای کنگره در بررسی سابقه برنامه هستهای ایران، به ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا استناد میکند که بر اساس آنها، ایران در اواخر سال 2003 برنامه تسلیحات هستهای خود را متوقف کرده و تا زمان انتشار ارزیابیهای علنی سالهای 2024 و 2025، تصمیمی برای ازسرگیری ساخت سلاح هستهای نگرفته بود. گزارش در عین حال احتمال میدهد که تهران فعالیتهایی را در زمینه فناوریهای مورد نیاز برای ساخت سلاح هستهای از سر گرفته باشد؛ با این حال، این احتمال را بهعنوان واقعیتی اثباتشده مطرح نمیکند. این گزارش همچنین یادآور میشود که نه دولت آمریکا و نه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، شواهدی را بهصورت علنی ارائه نکردهاند که نشان دهد ایران در حال تولید مخفیانه مواد شکافتپذیر برای ساخت سلاح هستهای است. این رویکرد نشان میدهد که گزارش میان سه موضوع تمایز قائل است: توانایی فنی ایران برای تولید مواد هستهای، احتمال انجام فعالیتهای اعلامنشده و تصمیم سیاسی برای ساخت سلاح. در نتیجه، افزایش ظرفیت غنیسازی یا کاهش زمان گریز هستهای، بهتنهایی برای اثبات تصمیم تهران به ساخت بمب کافی نیست. در مقابل، نبود شواهد علنی نیز به معنای آن نیست که همه ابعاد برنامه هستهای ایران بهطور کامل روشن شده است. دولت و کنگره آمریکا چه باید بکنند؟ مرکز پژوهشهای کنگره در این گزارش به صورت مشخص چند هدف زیر را به عنوان دستورکاری برای هدایت سیاستگذاری آمریکا در قبال پرونده هستهای ایران، تعیین میکند. نخست به کنگره توصیه میکند تا از جامعه اطلاعاتی آمریکا بخواهد اطلاعات تازهای درباره وضعیت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، میزان آسیب به تأسیسات، توانایی بازسازی زیرساختها و احتمال وجود فعالیتهای اعلامنشده ارائه کند. دوم، تیم پژوهشی کنگره تفکیک میان اهداف نظامی و نتایج قابل اثبات را ضروری توصیف میکند. اگر هدف عملیات نظامی جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای بوده باشد، ارزیابی موفقیت این عملیات مستلزم اطلاعاتی فراتر از میزان تخریب تأسیسات است. وضعیت مواد شکافتپذیر، قابلیت بازیابی ظرفیت غنیسازی و مراحل باقیمانده برای ساخت سلاح، همگی در سنجش نتیجه عملیات اهمیت دارند. ابهام در این زمینهها، ارزیابی قطعی درباره میزان تحقق اهداف اعلامشده را دشوار میکند. سوم، توجه به نقش نظارت و راستیآزمایی در سیاست هستهای. گزارش نشان میدهد که محدودیتهای فنی و سازوکارهای نظارتی برجام، هر دو در محاسبه زمان گریز هستهای نقش داشتهاند. از این منظر، بازسازی امکان نظارت بر مواد هستهای و تأسیسات ایران برای دولت آمریکا و کنگره اهمیتی اساسی دارد؛ زیرا بدون اطلاعات قابل اتکا، تشخیص تغییرات واقعی در برنامه هستهای دشوارتر خواهد شد. چهارم، پرهیز از اتکای بیش از حد به شاخص زمان گریز. گزارش به کنگره یادآوری میکند که زمان لازم برای تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتی، معیاری برای سنجش بخشی از توانمندی هستهای است، نه معیاری جامع برای تعیین زمان ساخت سلاح یا اثبات تصمیم به تولید آن. این تمایز میتواند در ارزیابی توافقهای احتمالی، بررسی گزینههای نظامی و دیپلماتیک و سنجش دعاوی مطرحشده درباره برنامه هستهای ایران مؤثر باشد. |