| فرارو- چهل و چهارمین دوره از جشنواره فیلم فجر در سایه حواشی بی شماری که در روزهای اخیر متوجه آن بوده، درحال برگزاری است. به گزارش فرارو، باوجوداینکه چند روزی از آغاز جشنواره فجر می گذرد، حواشی این جشنواره همچنان به قوت خود ادامه دارند. تعدادی از عوامل سینما با حضور نداشتن و عده ای نیز با حضور در این رویداد به حاشیه های موجود دامن زده اند. دراین بین، منوچهر هادی از جمله کارگردانانی است که با حضور در جشنواره فجر باعث به وجود آمدن جنجال هایی شد. هادی در مصاحبه ای که در حاشیه جشنواره فیلم فجر داشت، با دیکتاتور خواندن تحریم کنندگان جشنواره، اذعان کرد که به جای شلوغ کاری، برای بیان اعتراض هایش فیلم خواهد ساخت. اظهارات هادی ما را بر آن داشت که با نگاهی به آثار سینمایی این کارگردان، سینمای وی را ازمنظر انتقادی بودن یا نبودن مورد بررسی قرار بدهیم. آیا منوچهر هادی سینماگر اجتماعی است؟ منوچهر هادی، فعالیتش را به عنوان کارگردان از سال 1385 و با تله فیلم تلاطم آغاز کرد. در ادامه آثار دیگری را نیز برای تلوزیون کارگردانی نمود و برای اولین بار با فیلم قرنطینه وارد سینما شد. در مورد فیلم هایی ازقبیل قرنطینه و یکی می خواد باهات حرف بزنه، و درکل آثار ابتدایی هادی، باید به گفتن این نکته اکتفا کرد که این آثار تجربه های نخستین کارگردان جوانی بودند که درنهایت نتوانست برای هادی نام ویژه ای دست وپا کنند. هادی، ازجمله کارگردانان پرکار سینمای ایران به شمار می رود که پرداختن به همه آثار او نیاز به صرف انرژی و زمان زیادی دارد. ازاین رو به نظر می رسد که چاره ای به جز انداختن نگاهی گذرا به معروف ترین فیلم های وی نداشته باشیم. زمانی که در سال 1394 برای اولین بار فیلم من سالوادور نیستم اکران شد، نام منوچهر هادی به عنوان کارگردان سینما عمومیت پیدا کرد. من سالوادور نیستم در همان روزهای ابتدایی اکران با نقدهای عموما منفی منتقدین سینما روبه رو شد. این فیلم که فیلمی کمدی بود، پا را از سطح دیگر آثار کمدی سینمای ایران فراتر نگذاشت و علارغم فروش به نسبت خوبی که داشت، اعتبار سینمایی ویژه ای را برای هادی به ارمغان نیاورد. من سالوادور نیستم، ازمنظر نقد اجتماعی نیز چندان فیلم پرباری نبود. در ادامه منوجهر هادی با فیلم کارگر ساده نیازمندیم بار دیگر توانایی اش را در ساخت یک درام اجتماعی آزمود. بااین حال، این فیلم نیز نتوانست چنان که باید و شاید حرفی برای گفتن داشته باشد. این شد که هادی افزون بر شکست سینمایی ای که تجربه کرد، به نوعی با یک شکست مالی نیز روبه رو شد. پرونده فیلم کارگر ساده نیازمندیم، خیلی زود بسته شد و این فیلم در بایگانی فیلم های فراموش شده تاریخ سینمای ایران برای همیشه ثبت شد. شکست مالی فیلم کارگر ساده نیازمندیم، باعث شد تا هادی برای مدتی از بخت آزمایی در ژانرهای اجتماعی پرهیز کند. این شد که در ادامه با ساخت دو فیلم کمدی پرفروش به سینما بازگشت. آیینه بغل و رحمان 1400 ، دو اثر دیگر هادی بودند که هر دوِ آن ها مانند دیگر آثار هادی نقدهای منفی زیادی را دریافت کردند. باوجوداینکه این هر دو فیلم لایه های به ظاهر منتقدانه ای نیز داشتند، اما به هیچ عنوان نمی توان آن ها را آثاری انتقادی دانست. درکنار همه این ها، منوچهر هادی در سال های دهه نود، تعداد زیادی سریال نیز ساخت. دراین بین می توان به سریال های نیسان آبی ، دل و عاشقانه اشاره کرد. به قطع افرادی که این سریال ها را تماشا کرده باشند، تایید خواهند کرد که این آثار علاوه بر اینکه هیچ اثری از نقد اجتماعی ندارند، آثاری به غایت تجاری هستند. هادی در مقوله سریال سازی به نوعی چندین گام هم عقب گرد کرد. فارغ از همه چیز مسئله این است که سینمای منوچهر هادی برعکس ادعایی که دارد، به هیچ عنوان سینمای انتقادی ای نبوده است. معلوم نیست که در ادامه تغییر رویه ای در سینمای این کارگردان شکل بگیرد یا نه، اما آنچه پرواضح است اینکه تا به امروز سینمای هادی چیزی به جز یک سینمای تجاری نبوده. |