| فرارو- عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، بامداد پنج شنبه در پیامی روشن و حساب شده اعلام کرد که تهران همچنان مسیر دیپلماسی را بر هر گزینه دیگری ترجیح می دهد؛ اما این انتخاب را به رعایت اصولی غیرقابل چشم پوشی گره زد. به گزارش فرارو، عباس عراقچی در پیامی در شبکه ایکس تصریح کرد: ما دیپلماسی را ترجیح می دهیم و دستیابی به توافقی درباره برنامه هسته ای صلح آمیز ایران ممکن است، مشروط بر آنکه عادلانه و متوازن باشد. این موضع گیری، در عین تأکید بر آمادگی ایران برای گفت وگو، چارچوبی مشخص برای هرگونه تفاهم احتمالی ترسیم می کند و نشان می دهد که تهران توافق را نه به هر قیمت، بلکه در قالبی منصفانه و متوازن می پذیرد. وزیر امور خارجه در ادامه، با لحنی قاطع بر اولویت حاکمیت ملی تأکید کرد و نوشت: برای تحقق این هدف، ایران در دفاع از حاکمیت خود، فارغ از هر هزینه ای، درنگ نخواهد کرد. عراقچی در بخش دیگری از پیام خود، بر ضرورت پایبندی عملی به تعهدات تأکید کرد و افزود: تعهدات باید اجرا شوند و برابری، احترام متقابل و منافع مشترک صرفاً شعار نیستند، بلکه ضرورت و پایه هر توافق پایدار به شمار می روند. اسراییل در تکاپوی مهار توافق احتمالی با ایران سفر ناگهانی بنیامین نتانیاهو به واشنگتن، بیش از آنکه یک دیدار معمول دیپلماتیک باشد، نشانه ای از نگرانی عمیق مقامات اسراییل نسبت به هرگونه تحول احتمالی در مسیر گفت وگوهای تهران و واشنگتن به شمار می رود. این تحرک در حالی صورت گرفته است که گمانه زنی هایی درباره احتمال انعقاد توافقی میان آمریکا و ایران مطرح شده؛ توافقی که از منظر تل آویو می تواند به تداوم توانمندی های دفاعی و نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران بینجامد. به گزارش المانیتور، این سفر غیرمنتظره بیانگر آن است که نتانیاهو در پی آن بوده است تا مستقیماً دیدگاه های خود را با دونالد ترامپ در میان بگذارد و نگرانی های ادعایی اسراییل درباره سیاست های منطقه ای ایران را پیش از هرگونه تصمیم گیری نهایی منتقل کند. چنین اقدامی، بیش از هر چیز، بازتابی از تلاش تل آویو برای اثرگذاری مستقیم بر روند تصمیم سازی در کاخ سفید ارزیابی می شود. این تحرک در شرایطی انجام می شود که هم زمان با ادامه گفت وگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا در مسقط درباره برنامه هسته ای تهران، تحرکات نظامی و امنیتی نیز در منطقه افزایش یافته است. گزارش ها از تقویت سامانه های پدافندی در سرزمین های اشغالی و استقرار تجهیزات موشکی آمریکا در منطقه حکایت دارد؛ اقداماتی که با هدف مدیریت سناریوهای احتمالی تشدید تنش صورت می گیرد. برخی تحلیلگران معتقدند اسراییل از رهگذر این سفر تلاش می کند دولت آمریکا را تحت فشار قرار دهد تا در موضوعاتی همچون توانمندی های موشکی جمهوری اسلامی و حمایت تهران از جریان های مقاومت منطقه ای، امتیازی ارائه نکند. این در حالی است که از نگاه جمهوری اسلامی ایران، توان دفاعی و حمایت از محور مقاومت، بخشی از راهبرد بازدارندگی و تأمین امنیت منطقه ای در برابر تهدیدات اسراییل و سیاست های مداخله جویانه آمریکا محسوب می شود. هم زمان، این سفر برای نتانیاهو کارکردی داخلی نیز دارد. فاصله گرفتن از برخی تعهدات رسمی در آمریکا، از جمله حضور در مراسم های نمادین، می تواند به او امکان دهد تا در فضای سیاسی داخلی اسراییل و در برابر جریان های راست گرا، موقعیت خود را حفظ کند. در مجموع، این تحولات از وجود اختلاف نظرهای پنهان میان واشنگتن و تل آویو بر سر حدود و ثغور هرگونه توافق احتمالی با ایران حکایت دارد. تحرکات نظامی آمریکا و معمای مذاکرات پیش رو با نزدیک شدن به دور تازه گفت وگوهای تهران و واشنگتن، هم زمان با استمرار آرایش و تحرکات نظامی ایالات متحده در منطقه، بخشی از تحلیل ها روند کنونی مذاکرات را نه یک مسیر عادی دیپلماتیک، بلکه پوششی عملیاتی در چارچوب راهبرد فشار حداکثری آمریکا ارزیابی می کنند؛ راهبردی که هدف آن واداشتن جمهوری اسلامی ایران به پذیرش توافقی مطابق با مطالبات واشنگتن عنوان می شود. در این چارچوب، برخی ناظران معتقدند فرآیند مذاکره لزوماً به معنای حرکت به سوی مصالحه نیست، بلکه می تواند بستری برای پیشبرد اهداف پنهان تر باشد؛ اهدافی که صرفاً به موفقیت یا شکست رسمی گفت وگوها محدود نمی شود و چه بسا در دل خود حامل طرحی راهبردی برای تنظیم موازنه قدرت در منطقه باشد. برخی از تحلیلگران و کارشناسان منطقه، بر این باور هستند که دونالد ترامپ همچنان سیاست فشار حداکثری را دنبال می کند و آن را هم زمان با میز مذاکره پیش می برد. به گفته آنان، تقویت حضور نظامی آمریکا در پایگاه های منطقه ای و افزایش سطح استقرار نیروها، تلاشی مکمل برای تحمیل چارچوب مطلوب واشنگتن در هر توافق احتمالی است. در همین زمینه، برخی تحلیلگران منطقه ای معتقدند از نخستین روزهای افزایش تحرکات نظامی آمریکا، پیام روشنی مخابره شد: مذاکره به تنهایی هدف نیست، بلکه ابزاری برای اعمال فشار است. استقرار گسترده نیروها، اعزام ناو هواپیمابر و تشدید لحن تهدیدآمیز واشنگتن، همگی در راستای تثبیت همان راهبردی ارزیابی می شود که پیش تر نیز در قبال ایران آزموده شده بود. با این حال، این تحلیل ها تأکید دارند حتی در صورت توسل به گزینه نظامی، ایالات متحده به دنبال جنگی فراگیر نخواهد بود، بلکه در پی وارد آوردن ضربه ای محدود و حساب شده برای تغییر محاسبات تهران خواهد رفت. در مقابل، دیدگاه دیگری نیز مطرح است که مذاکرات جاری را خود بخشی از یک رویارویی پیچیده می داند؛ فرآیندی که در آن گفت وگو و فشار نظامی به طور هم زمان در خدمت بازتنظیم اهداف دو طرف قرار گرفته اند. بر اساس این تحلیل، سناریوهای پیش رو می تواند از یک درگیری محدود تا دستیابی به توافقی موضعی متغیر باشد؛ توافقی که ممکن است بر برخی ابعاد برنامه هسته ای تمرکز کند، بی آنکه موضوعاتی همچون توان موشکی یا عمق راهبردی منطقه ای جمهوری اسلامی در دستور کار قرار گیرد. در مجموع، آنچه از این تحولات برمی آید، پیچیدگی معادله ای است که میان تهران و واشنگتن شکل گرفته است؛ معادله ای که در آن، هم گزینه دیپلماسی و هم احتمال تنش کنترل شده به صورت هم زمان مطرح است. پرونده موشکی در آستانه ورود به میز چانه زنی اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره ضرورت گنجاندن برنامه موشکی جمهوری اسلامی ایران در هر توافق احتمالی آینده، بار دیگر نشان داد که واشنگتن در پی تغییر زمین بازی مذاکرات و عبور از چارچوب صرفاً هسته ای است. این موضع گیری در حالی مطرح می شود که طی سال های گذشته، تمرکز اصلی گفت وگوها بر سطح غنی سازی، بازرسی ها و تعهدات فنی مرتبط با پرونده هسته ای قرار داشت، اما اکنون دولت آمریکا تلاش می کند توانمندی های دفاعی ایران را نیز در قالب یک بسته واحد مذاکره ای قرار دهد. در محافل تصمیم سازی آمریکا این نگاه در حال تقویت است که هر توافقی بدون محدودسازی توان موشکی ایران، معادله بازدارندگی منطقه ای را از دید واشنگتن در وضعیت عدم قطعیت نگه می دارد. از منظر ایالات متحده، موشک های ایرانی نه تنها بخشی از توان بازدارنده تهران، بلکه عاملی مؤثر در امنیت متحدان منطقه ای آمریکا و نحوه استقرار نیروهای این کشور در غرب آسیا به شمار می روند. گزارش های منتشرشده در کنگره آمریکا نیز طی سال های اخیر با اشاره به افزایش برد و دقت سامانه های موشکی ایران، بر همین نگرانی ها دامن زده اند. با این حال، ورود پرونده موشکی به مذاکرات، به معنای بازتعریف کامل دستورکار گفت وگوهاست؛ چراکه موضوع از یک پرونده هسته ای با سازوکارهای مشخص نظارتی، به حوزه توانمندی های متعارف دفاعی و معادلات بازدارندگی منطقه ای کشیده می شود. کارشناسان تأکید می کنند هرگونه بحث درباره موشک ها مستلزم ورود به جزییاتی چون برد، سامانه های هدایت، الگوهای استقرار و سازوکارهای آزمایش است؛ موضوعاتی که از نظر فنی و امنیتی، به مراتب پیچیده تر از ترتیبات رایج در پرونده هسته ای محسوب می شوند. برخی تحلیلگران غربی اذعان دارند که گنجاندن موشک ها در مذاکرات، نشان می دهد واشنگتن این توانمندی ها را جزیی مرکزی از معادله قدرت ایران می داند، نه مکملی فرعی برای برنامه هسته ای. به تعبیر آنان، برنامه موشکی جمهوری اسلامی در محاسبات امنیتی روزمره منطقه نقش عملیاتی دارد و هرگونه گفت وگو درباره آن، مستقیماً ساختار بازدارندگی و استقرار منطقه ای ایران را هدف قرار می دهد. چنین مسیری مذاکرات را از سطح سیاسی به حوزه ای فنی و نظامی سوق می دهد که بار اجرایی و نظارتی سنگینی خواهد داشت. در همین حال، برخی پژوهشگران آمریکایی نیز تأکید کرده اند که فشار برای درج پرونده موشکی، بازتاب نگرانی متحدان منطقه ای واشنگتن است؛ کشورهایی که افزایش برد و دقت موشک های ایران را در محاسبات پدافندی خود لحاظ می کنند. با این وجود، هرگونه توافق در این زمینه مستلزم ایجاد سازوکارهای نظارتی گسترده بر سامانه های متعارف نظامی خواهد بود؛ موضوعی که به طور مستقیم با مسئله حاکمیت دفاعی کشورها گره خورده و حساسیت های جدی به همراه دارد. سفر نتانیاهو و نبرد پنهان بر سر چارچوب مذاکرات با وجود آنکه در ادبیات رسمی واشنگتن و برخی تحلیل های رسانه ای همچنان از گزینه نظامی سخن گفته می شود، شواهد میدانی و سیاسی نشان می دهد مسیر تحولات، دست کم در مقطع کنونی، بیش از آنکه به سوی تقابل مستقیم حرکت کند، به سمت مهار تنش و جست وجوی راه حل سیاسی متمایل شده است. مجموعه ای از عوامل داخلی و منطقه ای، هزینه تصمیم نظامی را برای آمریکا و اسراییل افزایش داده و معادله را پیچیده تر کرده است. سفر ناگهانی بنیامین نتانیاهو به واشنگتن، در نگاه نخست گمانه زنی ها درباره احتمال سناریوهای نظامی را تقویت کرد. شبکه سی.ان.ان گزارش داد که وی در پی بررسی گزینه های نظامی علیه ایران است، اما خبرگزاری رویترز به نقل از منابع آگاه نوشت نگرانی اصلی تل آویو، حرکت آمریکا به سمت توافقی محدود است که برنامه موشکی ایران را در بر نگیرد. این تفاوت روایت ها نشان می دهد هدف محوری سفر، بیش از آنکه زمینه سازی برای جنگ باشد، تلاش برای اثرگذاری بر دامنه و چارچوب مذاکرات بوده است. نتانیاهو که در مقاطع پیشین از حامیان جدی رویکرد سخت افزاری علیه ایران به شمار می رفت، این بار از دعوت صریح به اقدام نظامی خودداری کرد. به گزارش رسانه رسمی پخش اسراییل، او در پاسخ به پرسشی درباره حمایت از توافق احتمالی میان واشنگتن و تهران، موضعی محتاطانه و دوپهلو اتخاذ کرد؛ نه از جنگ سخن گفت و نه حمایت کامل از توافق را اعلام کرد. وی تصریح کرد ایران در صدر گفت وگوهایش با دونالد ترامپ قرار دارد و اصول مذاکره را به او ارائه خواهد داد؛ اظهاراتی که از تلاش برای بازتعریف اولویت های گفت وگو و برجسته سازی پرونده موشکی حکایت دارد. در داخل آمریکا نیز شرایط به گونه ای رقم خورده که فضای مانور کاخ سفید برای ورود به یک تقابل پرهزینه محدودتر شده است. افزایش انتقادها از سیاست های ترامپ، حتی در درون حزب جمهوری خواه، نشانه ای از شکاف های سیاسی داخلی است. در رأی گیری اخیر مجلس نمایندگان درباره طرحی مرتبط با تعرفه ها، شماری از جمهوری خواهان در کنار دموکرات ها قرار گرفتند؛ رخدادی که بیانگر شکنندگی اجماع داخلی است. هم زمان، بازنشر گسترده اسناد مرتبط با پرونده های اپستین و طرح ادعاهایی درباره تکرار نام ترامپ در این اسناد، فشار سیاسی مضاعفی بر دولت آمریکا وارد کرده است. در چنین فضایی، هر تصمیم نظامی می تواند پیامدهای داخلی و بین المللی گسترده ای به دنبال داشته باشد. علاوه بر این، تهدیدهای متقابل و تأکید جمهوری اسلامی ایران بر توان بازدارندگی خود، بر پیچیدگی محاسبات افزوده است. مجموعه این عوامل نشان می دهد که در مقطع کنونی، گزینه دیپلماسی هرچند دشوار و زمان بر نسبت به سناریوی جنگ فراگیر، هزینه کمتری برای طرف ها دارد. حتی در صورت دستیابی به توافق نیز، مسئله نظارت و تضمین اجرای تعهدات به چالشی اساسی تبدیل خواهد شد. |