| فرارو- آسمان فرهنگ و هنر ایران سرشار از ستاره هایی است که به رغم کم لطفی در معرفی آن ها، پیوسته از فروغی خیره کننده برخوردار بوده اند. به گزارش فرارو، ابراهیم پورداوود، ازجمله ستاره هایی است که در آفاق فرهنگ ایران زمین درخشیده است. او که در حوزه هایی از فرهنگ پیشتاز و یکه تاز زمانه اش بود، گنجینه های فرهنگی بسیاری را برای ایرانیان به یادگار گذاشت. گیله مرد ایراندوست ایرانشهر به معنی سرزمین ایران است. این نام عزیز، باید نزد هر زاییده خاک ایران محبوب و مقدس باشد. این بخشی از سرمقاله ای است که ابراهیم پورداوود در نخستین مقاله از مجله ایرانشهر نوشت. همین نوشته کوتاه، گواهی می دهد که پورداوود، این گیله مردِ ایراندوست، عشق به ایران را تا چه پایه ای با روح وجان خود پیوند داداه است. مسیر پورداوود و هم رکابانش در مجله ایرانشهر، وام دار مسیری بود که پیش از آن به همت سیدحسن تقی زاده در مجله کاوه پیگیری شد بود. به هرحال، ابراهیم پورداوود در بیستمین روز از بهمن ماه سال 1264 در سبزه میدان رشت دیده به جهان گشود. خانواده ملاکی داشت و به همین دلیل بود که در روزگاری که در بیروت می زیست، خانه اش را با گشاده دستی در اختیار تعداد زیادی از روشنفکران ایرانی قرار می داد. از همان روزگار کودکی شیفته ادبیات ایران زمین بود و رفته رفته به سرودن شعر نیز رو آورده بود. تحصیلات ابتدایی را در مکتب میرزامحمدعلی و مدرسه حاجی حسن رشت پشت سر گذاشت. به سبب علاقه ای که پدرش به تحصیل فرزندانش داشت، پورداوود و دیگر اعضای خانواده او، پیوسته مورد تشویق قرار می گرفتند. این شد که در سال 1284، یعنی زمانی که بیست ساله بود، به همراه برادران و پدرش به تهران رفت.  دراِبتدا به تحصیل در حوزه طبابت علاقه داشت و به رغم آمیختگی ای که با ادبیات داشت، ترجیح داد تا به تحصیلِ علوم طبابت بپردازد. در همین دوره بود که با آشنایی با محمدتقی خان پسیان، به جرگه مشروطه خواهان نیز پیوست و به یکی از چهره های مهم در تاریخ مشروطه بدل شد. دراِدامه به قصد یادگیری زبان فرانسه به لبنان رفت و مدتی را در بیروت به یادگیری زبان فرانسه پرداخت. در همین دوره بود که با محمدعلی جمالزاده آشنا شد. جمالزاده درمورد روزگار اقامتش در بیروت و در وصف پورداوود گفته است: پورداوود در بیروت از جوانان خوش پوش به شمار می آمد و فضل و کمالش به خصوص در فارسی و عربی از ما بیشتر بود. از رشت پول بیشتری مرتبا به او می رسید و ازاین رو در مهمان نوازی از دوستان دست وبالش بازتر بود. بعداز مدتی اقامت در بیروت، پورداوود روانه فرانسه شد. در فرانسه به تحصیل در رشته حقوق پرداخت و تجربیات مهمی را در طول اقامت در این کشور به دست آورد. مدتی بعد درکنار عده دیگری از ایراندوستان، دست به انتشار مجله ایرانشهر زد و در آن به لزوم بازگشت به روح اساطیری و باستانی ایران گفت. در روزگار جنگ جهانی اول، پورداوود یکی از چهره های مهم فرهنگی بود که با انتشار روزنامه رستاخیز و با برپا کردن کمیته ملیون ایرانی دربرابر قوای روس و انگلیس ایستادگی کرد. پورداوود، سیدحسن تقی زاده را در برلین ملاقات کرد و آشنایی با تقی زاده علاقه وی را به تاریخ ایران باستان چندین برابر ساخت. همچنین در ادامه از معاشرت با تعدادی از شرق شناسان بزرگ غربی کمال استفاده را برد و رفته رفته دانشش را در حوزه ایران شناسی افزایش داد. همه این ها باعث شد تا پورداوود به عنوان اولین اوستاشناس و مترجم زبان اوستایی در ایران فعالیتش را آغاز کند. ترجمه پورداوود از اوستا، بار دیگر ایرانیان را با این کتاب مهم آشنا ساخت و روح دیگری در کالبد ایران شناسی و میهن دوستی دمید. پورداوود کتاب ها و مقالات بسیار مهمی را در حوزه ایران شناسی منتشر کرد و این نوشته ها دراِدامه باعث آشنایی هرچه بیشتر ایرانیان با اساطیر و تاریخ باستان کشورشان شد. پورداوود که در روزگار کهن سالی با بی مهری عده ای روبه رو شده بود، ترجیح داد تا سال های پایانی عمرش را در تنهایی سپری کند. ازجمله این بی مهری ها، یکی آن بود که افرادی ازقبیل جلال آل احمد وی را به سبب علاقه ای که به ایران داشت، نژادپرست قلمداد کردند. پور داوود خود درمورد آنچه انجام داده بود نوشت: رنج بردن سالیان من به عنوان یافتن گنج و پاداش نبود. یگانه پاداش برازنده اَزبَرای نگارنده این خواهد بود که فرزندان این سرزمینِ خاموش، روزگار روشن نیاکان خود را دریابند. ابراهیم پورداوود درنهایت در تاریخ 26 ابان 1347، در 82سالگی دار فانی را وداع گفت و برای همیشه در تاریخ ایران ماندگار گشت. |