| فرارو- تفالی داشته باشید به دیوان خواجه شیراز. فال یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد لعلی از کان مروت برنیامد سال هاست تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند کس به میدان در نمی آید سواران را چه شد صدهزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد زهره سازی خوش نمی سازد مگر عودش بسوخت کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد تعبیر فال در میان اطرافیانت نگاه می کنی اما کسی را که لایق دوستی صمیمی با تو باشد نمی یابی و گمان می کنی راه و رسم جوانمردی و مردانگی از بین رفته است و به خاطر همین احساس تنهایی می کنی. با غصه خوردن مشکلی برطرف نمی شود. نباید وقت را هدر داد و دست روی دست گذاشت. با توکل به خدا و اراده قوی به دنبال حل مشکلاتت باش. ناامیدی همچون آفتی است که وجودت را فرا می گیرد آن را از خود دور کن. هیچ کس بجز خداوند از اسرار روزگار و اتفاقات آینده خبر ندارد. |