| مقاله هوش مصنوعی؛ یک آینده انسانی از دکتر احسان شاه قاسمی در تلاش است تا به یکی از دغدغه های امروزی جواب بدهد؛ دغدغه ای که در فیلم های تخیلی، حلقه های علمی، مباحثات عمومی و کتاب های داستان به کرات وجود دارد و شاید ذهن خواننده نیز با این مسئله درگیر باشد. این مقاله با تمرکز بر گفتگوهای پیرامون هوش مصنوعی، سؤالی مهم را به چالش می کشاند: آیا باید از آینده هوش مصنوعی ترسید؟ آیا پیشرفت هوش مصنوعی موجب ظهور ربات های خودمختار و قاتلی می شود که بر خالق انسانی خود قیام می کنند؟ شاه قاسمی برای پاسخ به این پرسش، سعی می کند تا با رجوع به تاریخ بشریت، از تکراری بودن ترس های انسانی در مواجهه با تکنولوژی های جدید سخن بگوید. بنابراین مقاله به دنبال این است تا پیشرفت هوش مصنوعی را در امتداد دیگر اختراعات بشری نشان دهد. در مقدمه، نویسنده فضای فرهنگی ابتدای 2025 را تصویر می کند: اینترنت گسترده تر و داده های باکیفیت تری تولید می شود. همین وضعیت موجب طرح اضطراب های عمومی و طرح مفهوم عقب ماندگی انسان از تکنولوژی شده است. مسئله اصلی مقاله نیز از همین جا شکل می گیرد. مقاله ادعا می کند که چنین هراس هایی تازه نیستند. زیرا قدرت واقعی فناوری ها در نهایت به شبکه های انسانیِ طراحی، تنظیم گری، استفاده، و سازگاری اجتماعی وابسته است. بدین منظور مقاله از روش تاریخی-مقایسه ای و فلسفی استفاده می کند تا با تکیه بر استنادهای تاریخی، گفتمان های رایج هراس از تکنولوژی را نمایش دهد. در بخش بحث و ذیل قسمت فصل ابلهانه تازه ، شاه قاسمی مقدمات ادعای خود را مطرح می کند. او با تکیه بر مفهوم فصل ابلهانه از مارتین لیستر به ادعای اغراق آمیز و رایج جوامع علمی و ترسیم آینده آرمانی یا ویران شهری اشاره می کند. دانشمندان همواره در مواجهه با تکنولوژی جدید، به صورت اغراق آمیز درباره تبعات آن سخن می گویند و پس از مدتی به حالت اعتدال بازمی گردند. در قسمت بعدی با عنوان تاریخچه محاسبات ، نویسنده به تاریخ توجه می کند تا مواجهه انسان با اختراعات تازه را نشان دهد. او ابتدا به کاربرد چوب خط ها در 80 هزار سال پیش اشاره می کند که قدیمی ترین ابزار بشر برای انجام محاسبات ریاضی به شمار می روند. چوب خط ها در مسیر توسعه خود تبدیل به ژتون های گِلی شده و بدین ترتیب نقش اساسی ای در ایجاد نوشتار ایفا کردند. این مسئله خبر از قدیمی بودن دانش محاسبات در بین انسان ها می دهد. همچنین استفاده از خودکاره ها هم در اسطوره و هم در جامعه حضور جدی داشت. این خودکاره ها شباهت زیادی با خودکاره های امروزین داشتند و به نوعی ریشه های مدل های مدرن به شمار می روند. به عنوان مثال می توان به سیستم فواره اشاره کرد که کاربرد گسترده ای در آثار هنری داشت. در جهان اسلام نیز توجه به خودکاره ها وجود داشت. دانشمندان مسلمان نظیر الجزری ، خیام و خوارزمی با گسترش دانش ریاضیات و جبر، به توسعه ابزارهای خودکار کمک شایانی کردند. اگرچه وقوع جنگ های صلیبی و شرایط اجتماعی قرون وسطی پیامدهای منفی ای برای توسعه خودکارها داشت و مانع از گسترش آنان شد، اما دیری نپایید که با اختراع ساعت مکانیکی در قرن 13 و 14 و دستگاه چاپ متحرک توسط گوتنبرگ، پیشرفت روزافزون خودکاره ها ادامه یافت. به عنوان مثال می توان به اردک های مکانیکی ژاک دو ووکانسون اشاره کرد که 400 قطعه مختلف داشت. این اردک های ساختگی شبیه ساز دستگاه هضم اردک های واقعی بودند و مانند آنان رفتار می کردند. این پیشرفت ها تا جایی پیش رفتند که اختراعات مکانیکی جای خود را به اختراعات الکترونیکی دادند؛ بنابراین امکان محاسبات عظیم ریاضی و ساخت دستگاه های پیچیده تری مهیا شده بود و نوعی خوش بینی فناورانه در قرن 20ام شکل گرفت. در قسمت سوم با عنوان یک مضمون جالب نویسنده به روند ظهور ترس های ناشی از فناوری اشاره می کند که در قرن 20ام شکل گرفتند. ایده اصلی این مسئله را می توان در برتری یافتن ماشین بر انسان خلاصه کرد. این ایده حتی در بین اندیشمندانی نظیر مارکس نیز وجود داشت. مارکس به انقیاد کارگر توسط ابزار اشاره می کرد و اظهار داشت که ابزار، در نهایت کارگر را در دست خود می گیرد. این ترس عمومی برای اولین بار در سال 1909 با داستان کوتاه ماشین می ایستد وارد فرهنگ عامه شد و با وقوع جنگ جهانی دوم، شدت گرفت. امروزه صدها اثر نمایشی با این مضمون وجود دارد که توسط مخاطبین مختلفی دنبال می شوند. اما این ترس ها تا چه اندازه قابل اعتنا هستند؟ شاه قاسمی در بخش چهارم با عنوان هوش مصنوعی ناتوان از آرا افرادی نظیر ژاک الول ، جان سرل و دریفوس استفاده می کند تا عدم تسلط فناوری بر انسان را به نحو مستدل نشان دهد. به عنوان مثال الول از نبود خودافزایی واقعی در هوش مصنوعی سخن می گوید. از نظر او هوش مصنوعی نمی تواند به طور مستقل برای خود کنش یا هدف تعریف کند و همواره به نیت خالق وابسته است. بنابراین ممکن نیست دست به رفتار خارج از چارچوب بزند. در بخش نتیجه گیری نویسنده نشان می دهد که انسان در طی تاریخ همواره از فناوری برای حل مسئله کمک گرفته است. اگرچه گاهی استفاده از فناوری با پیامدهای منفی همراه بوده است، اما تاریخ نمایانگر آن است که انسان امکان تاب آوری در برابر مسائل و پیامدهای آن را دارد. به عبارتی دیگر، انسان در برابر مخلوق خود ناتوان نیست و این را می توان در تمام اختراعات بشری مشاهده کرد. بنابراین نباید نگاهی منفی و ترس آلود به هوش مصنوعی داشت؛ زیرا هوش مصنوعی می تواند نیروی خدمت بزرگی برای انسان ها باشد. بنابراین، آینده انسانی نتیجه تصمیم ها، سیاست ها و حساسیت های اخلاقی ماست. به طور کلی مطالعه این مقاله به دوست داران علم و فناوری پیشنهاد می شود. اگرچه خوانندگان باید به برخی از خلاهای مقاله نیز توجه داشته باشند. به عنوان مثال ادبیات نظری منسجمی وجود ندارد. روش تحقیق نیز کامل شرح داده نشده است و بنابراین مشخص نیست که نویسنده برچه مبنا و اساسی، اختراعات را انتخاب کرده است. همچنین سیر استدلالی مقاله یکسان بودن ماهیت تمامی اختراعات را فرض می گیرد و بین ذات هوش مصنوعی به عنوان یک تکنولوژی مدرن و چوب خط تفاوتی قائل نمی شود. |