به گزارش "ورزش سه"، هیچ غافلگیریای در کار نبود و آرژانتین به سنت خود وفادار ماند: درست مانند پیش از هر فینالی در دوران اسکالونی، این دیبو مارتینز بود که در برابر رسانهها قرار گرفت. داستانی که با کوپا آمهریکا شروع شد، حالا در نیویورک و در آستانه فینال جام جهانی ۲۰۲۶ تکرار میشود. این دروازهبان استون ویلا یک کنفرانس مطبوعاتی احساسی برگزار کرد که در آن از میراث خود، غلبه بر مصدومیت و نقش کمرنگترش در این جام جهانی صحبت کرد. داستان غلبه بر سختیها «اول از همه، ما باید ببریم. تمام تمرکزم روی همین است. فراتر از آن فکر نمیکنم. این موفقیت متعلق به کل تیم است. سالهاست داریم چیزی را میسازیم که توصیفش با کلمات سخت است. گاهی اوقات فقط با فکر کردن به کارهایی که انجام دادهایم، گریه میکنم. حالا باید از این لحظه لذت ببریم. به عنوان یک فوتبالیست حرفهای، گاهی متوجه نمیشوی کجا ایستادهای. باید از این لحظه لذت ببریم. این لحظات تا ابد در یادها خواهد ماند.»  بازی در یک فینال دیگر جام جهانی «راستش را بخواهید، خیلی آرام هستم. اگر بازیهای مقدماتی را دیده باشید متوجه میشوید. در نهایت، خیلیها فکر میکنند دروازهبان فقط توپ را میگیرد. اما موضوع خیلی فراتر از اینهاست: بیرون آمدن برای دفع سانتر، حفظ آرامش وقتی توپ به عقب برمیگردد. اینها جنبههای فوتبالیای هستند که به همتیمیهایم نشان میدهند دیبو آرام است. باید از عقب زمین به آنها امنیت بدهم. آنها خیلی خوب هستند و با این خیال راحت میتوانند فقط روی حمله تمرکز کنند. سعی میکنم وقتی بیشترین نیاز را به من دارند، به آنها کمک کنم چون این وظیفه من است. خدا را شکر، در این جام جهانی ما در هر بازی سه گل میزنیم.» وضعیت جسمانی «دستم هنوز هم هر روز درد میکند. از جراحی فرار کردم. میدانستم خیلی درد خواهد داشت. تمام متخصصانی که با آنها مشورت کردم گفتند باید جراحی کنم وگرنه نمیتوانم بازی کنم. در تمام مرحله گروهی نتوانستم با تیم تمرین کنم و این موضوع من را آزار داد چون عاشق تمرین کردن هستم. بعد از آن، از بازی مقابل مصر به بعد، توانستم به طور عادی تمرین کنم و خیلی بهتر هستم.»  الگوی کودکان بودن «دیدن این که بچههای زیادی میخواهند دروازهبان شوند، شگفتانگیز است. همیشه به والدینشان میگویم که بهتر است فرزندانشان مهاجم شوند تا دروازهبان. این پست خیلی دشواری است. به آنها میگویم سخت تلاش کنند و امیدوارم من را بهعنوان نمونهای از فداکاری و غلبه بر سختیها ببینند.» احساسش اگر جای هواداران بود «همانطور که درون دروازه گریه میکردم، حتماً همانطور هم گریه میکردم. وقتی کوچک بودم گریه میکردم. یادم میآید وقتی لمان (دروازهبان آلمان) پنالتی دوم را گرفت در خانه گریه کردم. همیشه طرفدار تیم ملی بودهام. وقتی به انگلیس رفتم، همیشه رویای دروازهبان تیم ملی آرژانتین شدن را داشتم. برای تیمهای پایه بازی کردم و وقتی به تیم بزرگسالان رسیدم، برایم چیز جدیدی نبود.» میراث این گروه «نمیدانم قرار است ما را چطور به یاد بیاورند. چیزی که مهم است، نحوه همذات پنداری ما با مردم است. آرژانتینی بودن، اجازه دادن به این که بازیمان در زمین حرف بزند، نه رفتارهایمان بیرون از زمین. بچههای تیم ملی از خانوادههای ساده و متواضع میآیند، از خانوادههایی که پدر و مادر هر دو کارگر هستند، مردم زحمتکش… ما پیوند محکمی در گروه داریم، سال به سال رشد کردهایم و میخواهم مردم ما را مثل هر آرژانتینی دیگری به یاد بیاورند. ما سختکوش هستیم و حتی وقتی اوضاع سخت میشود، همیشه از پس آن برمیآییم.» |