| صبح نو: روزگذشته یک هیات دیپلماتیک عمانی برای گفتوگو در خصوص ساز و کارهای تنگه هرمز به تهران سفر کرد. سفری که قطعا با چراغ سبز کاخ سفید انجام شده است. سفر هیات دیپلماتیک عمانی به تهران، صرفا یک دور جدید از رایزنیهای فنی بین دو همسایه نیست، بلکه گشایش «پنجره دیپلماتیک» در بحران تنگه هرمز است؛ بحرانی که پس از دو هفته تقابل نظامی بینتیجه و اعمال فشار حداکثری از سوی واشنگتن، حالا پای میز مذاکره کشیده شده است. خط قرمز جمهوری اسلامی ایران در این مذاکرات، «تثبیت حاکمیت عملی» بر این آبراه استراتژیک است. فراتر از یک ادعای حقوقی، ایران به دنبال پایان دادن به عبور «بیضابطه» کشتیها و رسمیتبخشی به نظارت همهجانبه بر ترددهاست. این خواسته، نافی حقوق عبور بیضرر نیست، اما هرگونه کریدور خودمختار و خارج از چارچوب نظارت ایران را کاملا نامشروع میداند. این گفتوگوها بر سه محور استوار است: 1. تعیین مسیر استراتژیک عبور: ایران یا بر «مسیر شمالی» (همجوار با آبهای سرزمینی خود) یا «کریدور میانی» تأکید دارد تا شعاع نظارتی خود را بر کشتیها حفظ کند. اما آمریکا پس از تفاهم اسلامآباد، تلاش کرد با تعریف یک کریدور در «بخش جنوبی» (محدوده آبهای عمان)، عملا تنگه را به یک گذرگاه بینالمللی خارج از حیطه کنترل تهران تبدیل کند. شکست این سناریو در عمل و اصرار ایران بر رد آن، نشاندهنده این واقعیت است که «امنیت تنگه» بدون «اختیار ایران» برای ایران قابل قبول نیست. در اینجا دعوای فنی بر سر یک «نقطه جغرافیایی» نیست، بلکه بر سر «ماهیت قدرت» است. 2. تضمین امنیت و مینروبی (تغییر پارادایم تهدید به فرصت): ایران در ازای به رسمیت شناخته شدن مسیر تعیینشده، «امنیت تردد» را ارائه میدهد و مینروبی بخشی از اختیار ایران در این بخش است. این بخش از مذاکره در واقع تلاش برای تغییر روایت از «تهدید تنگه» به «ثباتبخشی توسط ایران» است. مینروبی و تأمین ایمنی ناوبری، پیامی برای جامعه جهانی است تا بپذیرد که هماهنگی با تهران، به مراتب کمهزینهتر از تقابل با آن است. 3. ساختار سازمانی مشترک: این محور که عمیقترین لایه راهبردی را دارد، به دنبال تأسیس نهادی متشکل از ایران و عمان است که به صورت دوگانه، وظایف حاکمیتی (صدور مجوز، نظارت، خدمات دریایی و حتی بیمه) را مدیریت کند. در این پیشنهاد، ایران حاکمیت خود را بر تنگه اعمال میکند و عمان نیز با همکاری رسمی، جایگاه خود را حفظ میکند. ورود ترامپ به معادله همزمان با سفر هیات عمانی، اظهارات شب گذشته ترامپ نیز یک سیگنال از سوی آمریکا برای هماهنگ بودن این سفر با آمریکا بود. او گفت که ایران هنوز آماده توافق نیست، اما میتوانیم مذاکره کنیم. او سپس مدعی شد که «دو راه وجود دارد: یا می.توانیم به آنها حمله کنیم، یا میتوانیم با آنها مذاکره کنیم، که همین الان که داریم حرف میزنیم، داریم با آنها صحبت میکنیم.» این تناقضگویی، در واقع یک «آزمایش فشار» است تا علاوه بر تحتالشعاع قرار دادن سفر هیات عمانی، برگ برنده خود را در عرصه رسانهای نگه دارد. او میخواهد به افکار عمومی بفهماند که همچنان گزینه نظامی روی میز است، اما در پشت پرده، به دنبال مهار بحران است. چشمانداز پیش رو اگر این دور از مذاکرات به نتیجه برسد، صرفا یک توافق فنی نیست، بلکه به معنای تغییر «قواعد بازی» در خلیج فارس و پذیرش نظم جدیدی است که در آن، معادلات انرژی جهان با محوریت اراده تهران تنظیم میشود. اما اگر آمریکا نتواند خواسته ایران برای «عملیاتیسازی نظارت» را بپذیرد، این هیات عمانی نیز مانند تلاشهای قبلی، دستاوردی جز اتلاف وقت و بازگشت به مدار تنشافزایی نخواهد داشت. نتیجه این گفتوگوها به خوبی نشان خواهد داد که آیا واشنگتن واقعا برای مذاکره بر اساس واقعیتهای «جغرافیایی» و همچنین «میدان» آماده است یا صرفا به دنبال خریدن زمان برای تدارک گزینههای دیگر است. |