به گزارش ”ورزش سه”، برگزاری مراسم قرعهکشی لیگ برتر باعث شد، فرشاد پیوس و عبدالصمد مرفاوی پس از مدت ها در کنار هم قرار بگیرند تا تصاویری جذابی از حضور زوج خط حمله ایران در دهه شصت به ثبت برسد. تصاویری که خاطرات سالهایی را زنده کرد که فوتبال ایران حالوهوای کاملاً متفاوتی با امروز داشت، روزهایی که ستارهها با پیراهن تیمهایشان شناخته میشدند و سکوها برای نامهایی که دوستشان داشتند، زندگی میکردند.  دهه شصت، با همه سختیها و محدودیتهایش، یکی از خاصترین دورههای فوتبال ایران بود. سالهایی که جنگ و مشکلات آن دوران روی ورزش سایه انداخته بود، اما عشق به فوتبال همچنان جریان داشت. در یک فضای کاملا دو قطبی که استقلال، پرسپولیس، قدرتهای اصلی فوتبال به شمار میآمدند و رقابت آنها، بخش مهمی از زندگی هوادارانی بود که برای دیدن قهرمانان خود راهی ورزشگاهها میشدند.
در میان آن همه ستاره، نام فرشاد پیوس و عبدالصمد مرفاوی جایگاه ویژهای داشت. آنها از ماندگارترین زوجهای گلزنی فوتبال ایران بودند، دو مهاجمی که رقابتشان فراتر از رنگ پیراهنها رفت و در حافظه یک نسل ماندگار شد. یکی را با فریادهای «فرشادِ آقای گل» و دیگری را با شعار معروفی که به نامش قسم میخوردند میشناختند.  پیش از آنکه نامهایی مثل علی دایی و خداداد عزیزی در خط حمله تیم ملی به نماد فوتبال ایران تبدیل شوند و سالها بعد مهدی طارمی و سردار آزمون این نقش را بر عهده بگیرند، فرشاد پیوس و عبدالصمد مرفاوی از زوجهای مهم خط حمله تیم ملی بودند، دو مهاجمی که در سالهای حضورشان، امید اول گلزنی فوتبال ایران به شمار میرفتند.  هر فصل، موازی با جدال استقلال و پرسپولیس برای قهرمانی، نبرد جذاب دیگری هم شکل میگرفت، رقابت فرشاد و صمد برای رسیدن به عنوان آقای گلی که معمولاً تا هفتههای پایانی ادامه داشت، روزگاری که برای آقای گل شدن، زدن ۱۲ یا ۱۳ گل کافی نبود و مهاجم باید در طول فصل بار تیمش را به دوش میکشید. پیوس با هوش مثالزدنی، شم گلزنی و تمامکنندگی کمنظیرش شناخته میشد و مرفاوی با قدرت بدنی، ضربات سر و حضور مؤثر در محوطه جریمه. دو مهاجم با دو سبک متفاوت، اما با یک ویژگی مشترک که هر دو بوی گل میدادند و در هر شرایطی احترام رقیبشان را حفظ میکردند.  کافی است بیستم تیرماه ۱۳۷۶ را به خاطر بیاوریم ، ورزشگاه آزادی شاهد یکی از ماندگارترین صحنههای خداحافظی فوتبال ایران بود. جاییکه فرشاد پیوس همان دقایق ابتدایی از زمین بیرون آمد، روی دوش همتیمیهایش چهار گوشه آزادی را بوسید و در میان فریادهای «فرشاد، آقای گل» یکصد هزار تماشاگر سرخابی که خودشان را به آزادی رسانده بودند با فوتبال خداحافظی کرد. همان روز، پیراهن شماره ۱۷ معروفش را به مهدی مهدویکیا سپرد، جوانی که قرار بود سالها بعد به یکی از بزرگترین ستارههای فوتبال ایران تبدیل شود. اما شاید هیچکس تصور نمیکرد ۱۶ سال بعد، مهدویکیا در همین مکان، غریبانهترین خداحافظیهای تاریخ فوتبال ایران را تجربه میکند. تفاوت آن دو وداع، فقط تفاوت دو نسل نبود، تفاوت حالوهوای فوتبالی بود که سکوهایش دیگر از آن جنس هواداری ناب، کمتر نشانی نداشت.  نسل فرشاد و صمد شاید در دورهای بازی کرد که فرصتهای زیادی برای دیده شدن نداشت. سهمیه کم آسیا برای حضور در جام جهانی، محدودیتهای آن سالها و شرایط خاص کشور، اجازه نداد بسیاری از ستارههای آن نسل به جایگاه واقعی خود در سطح بینالمللی برسند. با این حال، همان بازیکنان فوتبال ایران را در آسیا سربلند نگه داشتند و با قهرمانی در بازیهای آسیایی ۱۹۹۰ پکن، یکی از شیرینترین خاطرات فوتبال ملی ایران پس از انقلاب را رقم زدند. به این دستاورد، قهرمانی و نایب قهرمانی باشگاههای آسیا و جام در جام آسیا را هم اضافه کنید تا بیشتر پی به ارزش این دو مهاجم بی ادعا ببرید.
امروز، انتشار تنها یک تصویر از کنار هم ایستادن فرشاد پیوس و عبدالصمد مرفاوی کافی است تا خاطرات یک نسل دوباره زنده شود. بعضی بازیکنان فقط فوتبال بازی نمیکنند،آنها بخشی از خاطرات مردم میشوند. فرشاد و صمد از همانها هستند، دو گلزن بزرگ، دو رقیب قدیمی و دو نامی که هنوز هم با شنیدنشان، بوی فوتبال ناب، سکوهای شلوغ آزادی و روزهایی به یاد میآید که فوتبال سادهتر بود، اما شاید دوستداشتنیتر. |